«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

بعد از فیس بوک چه باید کرد؟
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٥   کلمات کلیدی: شهرام ،ممرضا ،فیس بوک

سلام

فکر کنم وبلاگ ها از اینکه فیس بوک فیلتر شده اند رضایت داشته باشند! از وقتی فیس بوک تبش شروع شد دیگه حال نداشتم اینجا بنویسم. امّا خوب الآن که بستنش.

البته می دونم چند تا راه داره که ساده ترینش تبدیل کردن http به https در آدرس لینک آن می باشد. امّا خوب بی دردسر هم نیست. لذا ترجیح دادم دوباره بیام سراغ وبلاگ سابق!

محمدرضا اینجا یه مطلبی نوشته تحت این عنوان: اردی بهشت ...

تو این مطلب غیر از حرف های بی ناموسی که زده، چیز با مزه ای نوشته. من هم تو این ایام به شدت حالم از بوی این درختان عر عر به هم می خورد. فکر می کنم بدلیل همین توسعه ارتباطات بین این درختانه که سر هر کوی و برزنی بوی گندشون میاد و یدونه از اینا سبز شده. نمی دونم چرا بهشون اصول تنظیم خانواده تدریس نمیشه!!

از خیلی از بچه ها بی خبرم. نمی دونم تقصیر منه یا تقصیر اونا؟ حتی از خیلی ها که اون ور آب هم نرفته اند خبری ندارم. شایدم از وسط به دو طرف. امیدوارم بچه ها هر جا هستند موفق باشند.

اخیراً داشتم وبلاگ شهرام رو می خوندم. کلاً این موجود یه بچه تکه! هر چقدر هم که شیطونی بکنه، بازم دنیا رو جور جالبی می بینه. به شدت با داستان گدایی کردن سر 4 راهش حال کردم. امیدوارم اینجا رو بخونه. امّا واقعاً دوست دارم ببینم تو اون شرایط حسش چی بود؟

یا حق

 


 
تبلیغات معکوس برای احمدی نژاد
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳   کلمات کلیدی: تبلیغات سیاسی ،بازاریابی سیاسی ،انتخابات دهم 10

سلام

امروز یه جی میل برام اومد که با ادبیات تبلیغات معکوس داشت برای احمد نژاد تبلیغ می کرد. طرز کار این استراتژی اینه که با ادبیات رقیب شروع می کند و بعد او را از موضع نامردی حرف زدن پایین می آورد. دفعه قبل این استراتژی جواب می داد چون مزایای احمدی نژاد نمود خارجی داشت و نقطه ضعف هاش چندان تابلو نشده بود. ولی این دفعه این حنا چنین رنگی نداره. خودتان قضاوت کنید:

سلام دکتر احمدی نژاد

من در دوره قبل به شما رای ندادم و این دوره نیز با کمال افتخار به شما رای نخواهم داد. دلایل این رای ندادن بسیار مهم هستند که برای اطلاع مردم عزیز منتشر می نمایم.

1) شما شان ریاست جمهموری را شکستید و با مردم کوچه و بازار ، جوانان و پیران روستایی هم صحبت شدید. جلال و جبروت رییس جمهور در تعداد ماشین های ضدگلوله شیشه دودی نهفته بود، وقتی این کاروان از خیابان ها عبور می کرد دشمنان ما از این هیبت می ترسیدند. اما اکنون کجاست آن هیبت؟ کجاست آن شکوه؟ ...

2)از وقتی که شما در سال 84 وارد عرصه انتخابات شدید تا کنون به طور متوسط ماهی یک پیامک در مورد شما به دستم می رسد، مطمئنم خیلی از مردم چنین وضعیتی داشته اند، اگر هر کدام از پیام ها 30 ثانیه وقت افراد را به خود اختصاص دهد و هر پیام تنها برای 5 ملیون نفر ارسال شده باشد، چقدر وقت مردم را تلف کرده اید، شما که ذهن ریاضی خوبی دارید، لطفا محاسبه کنید! تازه در اکثر پیام ها حرف های بدی نیز زده می شود، گناه این حرف های زشت هم پای شماست چراکه اگر به صحنه نمی آمدید ما این پیام ها را نداشتیم، داشتیم؟

3) راستی شما به چه حقی روزی 5- 6 ساعت استراحت می کنید و مابقی را به کار مشغول هستید؟ شاید برخی خام اندیشان گمان کنند که این کار پسندیده است و جای گله نیست. اما باید به آنها یادآوری کنم کسی که در مسند ریاست جمهوری است وقتی بدین گونه فعالیت کند پس از مدتی به این نتیجه می رسد که وقتی انسان می تواند 19 ساعت کار کند چرا نکند؟ پس ساعت کاری کارمندان و کارگران هم باید به این حالت تغییر کند!

4) آقای احمدی نژاد 4 سال گذشت اما ما هنوز به آنچه که در سند چشم انداز پیش بینی شده نرسیده ایم! چهار سال برای تحقق چشم انداز بیست ساله کم است؟!

5) دکتر، شما هیچ اعتقادی به صنعت گردشگری ندارید، به خارج می رویداز این جلسه به آن جلسه سفر استانی می روید از این شهر به آن شهر فقط سخنرانی و جلسه و دیدار و ...آیا نباید به عنوان یک مسئول حداقل در ایام نوروز به گردشگری ارج نهاده و در ویلایی در شمال یا کیش و یا ...اقامت گزینید؟

6) در سایتها آمده بود که ازدواج فرزندانتان در خانه پدر خانمش با حضور 40-50 میهمان برگزار شد، وقت نماز هم، نماز به امامت شما اقامه شده است.اولاً عدالت شما به سبب آنچه در بالا گفتم و در ادامه خواهد آمد زیر سوال است. ثانیاً مگر نشنیده ای که مردم بر دین زمامداران خویش‏اند ، اگر خدای نا کرده مردم از راه شما یاد بگیرند و عروسی ها را در این سطح و اندازه برگزار کنند ، آیا فکر کرده اید که چه تعداد افراد از کار خود در رستورانها بیکار خواهند شد؟این کار شما جزضربه به این قشر زحمتکش چه تفسیری دارد؟

7) در مطبوعات خواندم که طبق بررسی یک مرکز تحقیقاتی ، توهین مستقیم به رئیس جمهور در رسانه ها در مورد دو رئیس جمهور سابق تنها به تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده است. اما در مورد شما تا چند ماه پیش، بیش از هزارو پانصد بار. یاد بگیرید! فضا را مثل گذشتگان آزاد بگذارید تا رسانه ها حرف بزنند، اگر نگذارید حرف بزنند آنها مجبور می شوند توهین کنند!!!

8) نمی دانم چه کسی به شما دکترا داده است، شما هنوز اعداد را نمی شناسید . آقای به اصطلاح دکتر شما وقتی مدرسه یا دانشگاه نمره 11 می گرفتید خوشحال بودید یا زمانی که 19 می گرفتید؟ اگر رویه امروز را داشته باشید حتما از یازده بیشتر خوشتان می آمده است! آیا خجالت نمی کشید که با افتخار اعلام می کنید عدد دو رقمی بیکاری را به عدد تک رقمی رسانده اید؟ یا شرم نمی کنید که عدد 18 درصد سود بانک را روی 12 نگه داشته اید؟ از دیگران یاد بگیرید که از تورم 20-25 درصد سال گذشته ناراحت و اندوهگین هستند، چرا که در کارنامه خودشان عدد بزرگ تر و درخشان تر 45 درصد وجود دارد.

9) به چه حقی وام برج سازان بدبخت را به کشاورزان و دامداران و بیکاران دادی؟ آقای عادل!!!

10) آقای دکتر شما آدم بدی هستید چونکه به قول مدیر مسوول آن روزنامه که مشاور آن آقا هم هست، وقتی مشائی خطا می کند، قطعا شما مقصرید. و البته به قول همان آقا وقتی فلانی خطا می کند مشاورانش تقصیر کارند و اگر نزدیکانش اشتباه کنند ربطی به وی ندارد.

11) آقای سیاست مدار، شما با اقداماتتان کاری کرده اید که چند سالی است لذت شدیدا محکوم کردن را در سیاست خارجی از ما گرفته اید، آنها می گفتند شما ناقض حقوق بشرید ما شدیدا محکوم می کردیم، می گفتند شما به دنبال سلاح هسته ای هستید ما شدیدا محکوم می کردیم ،... اما الان چه؟ شما به جای شدیدا محکوم کردن برمی گردید و به آنها می گویید شما خودتان ناقض حقوق بشرید، شما چرا از اسرائیل حمایت می کنید؟ شما زرادخانه اتمی دارید و آن را به کار می گیرید....

12) چند روز پیش سوار تاکسی شدم، بر روی شیشه تاکسی نرخ مسیر 240تومان درج شده بود، وقتی 250 تومان به راننده دادم و انتظار داشتم بقیه پول را برگرداند، راننده با ناراحتی گفت: ده تو من ندارم به شما بدم، اگر کرایه را رند  می کردند نه شما اذیت می شدید و نه من. بنده ا ز این سخن راننده استنباط کردم که هر وقت عددی رند نباشد فساد پیش می آید و آن کار بد انجام خواهد شد. تقریبا همه افراد چنین چیزی را درک کرده اند. اما چگونه است که دولت محترم به این امر مهم واقف نیست و در مساله مهمی مثل مسکن، طرحی را با هدف ارایه رایگان زمین به اجرا گذاشته است با عنوان زمین های 99 ساله!! زمین 99 ساله شد طرح؟ 99 که با صد یک عدد فاصله دارد شد عدد؟ اگر بقال سر کوچه به شما بگوید قیمت این پفک 99 تومان است به او نمی خندید؟اینها همه نشان دهنده این است که دولت نهم فاقد پشتوانه کارشناسی است و شتابزدگی در آن موج می زند.

13) حتی آدم های عامی نیز می دانند که اگر رو در روی دزد بایستید و بگویید شما دزددید اموال مرا بازگردانید؛ ناراحت شده و عکس العمل نشان می دهد. در این مواقع باید از روش های مسالمت آمیز استفاده کرد. باید بگویید: ای عزیز! ای هلو! شما دزد نیستید بلکه شاید از روی اشتباه مالی را از من نزد خود دارید، بیایید گفت و گو کنیم اگر دوست داشتید آن را به من برگردانید اگر دوست نداشتید خوب! بحثی نداریم!

البته شاید جایی هم لازم باشد فریاد برآورید که من زیر بار زور نمی روم (مگر آنکه آن زور، پرزور باشد!)شاید در این حالت دزد به اموال دیگر ما نیز طمع کند، اما ما را نخواهد زد .

 اما شما چه کردید؟ در سازمان ملل چه گفتید؟ در دوربان 2 چه به نمایش گذاشتید؟

14) شنیده ام که سیب زمینی مازاد کشاورزان را از آنها خریده و رایگان توزیع کرده اید، در این مورد چند نکته قابل توجه است:

*چون مردم ما آنقدر از سطح فکری پایینی برخوردارند که با یک سیب زمینی رایگان ممکن است رای خود را به این و آن بفروشند،شما نمی بایست این کار را می کردید!

*اصلا نباید سیب زمینی مازاد را می خریدید تا کشاورزان تنبیه شده و بدانند که هر سال چقدر از زمینشان را به کشت اختصاص دهند.

* یا مثل سال های گذشته سیب زمینی را می خریدید اما آن را به گونه ای از بین می بردید تا کسی از آن استفاده نکند .

* راستی سلامت مردم چه می شود؟ مصرف زیاد سیب زمینی چه تبعاتی دارد؟

15) شنیده ام فرزندتان را به سربازی فرستاده اید، شما که نمی توانید برای فرزندانتان کاری بکنید و او را به سربازی نفرستید چطور باید از شما انتظار داشت که برای ملت ایران کاری انجام دهید؟

16)  خیانت های دولت نهم جبران ناپذیر است؛ از جمله این خیانت ها بالابردن سطح توقعات مردم است. دولت کار را به جایی رسانده که مردم آن روستای دور افتاده ، آب آشامیدنی بهداشتی می خواهند و مردم آن منطقه برای فرزندانشان شغل طلب می کنند!! آقای رییس جمهور در کجای دنیا سراغ دارید مردم بیمارستان و راه بخواهند؟!

17)  مگر قرار است همه کارهای بزرگی که نیاز کشور است در دولت شما اتفاق بیفتد؟ ریسک پذیری شما در اجرای طرح هایی که گذشتگان آرزوی آن را داشته اند و انجام نداده اند به چه معناست؟ آیا نشان از خود بزرگ بینی و خود برتر بینی شما نیست؟ طرح تحول اقتصادی، طرح سهمیه بندی بنزین، طرح سهام عدالت،...

 18)  محمود احمدی نژاد چرا همه آمارهای شما به گونه ای مشکل دارد؟ همه طرح هایی که اجرا کرده اید، حتی عددهایی که بانک جهانی در مورد رشد تولید ناخالص داخلی،افزایش میزان خصوصی سازی،افزایش رشد اقتصادی،افزایش فعالیت های عمرانی و.. داده است مشکل دار است. آمارهای شما فاقد اعتبار است،خودتان را اصلاح کنید! هر چیزی که به نحوی به شما ارتباط پیدا بکند فاقد ارتباط است. البته بی‏انصاف نیستیم ضعف ها را می بینیم و حتی آن را برجسته هم می کنیم.

چرا کشور را به سمت نابودی می برید؟ آیا دیگر بس نیست ، می خواهید کشور را به قهقرا ببرید.

19)
الان را نمی دانم اما شهردار که بودید از خانه برای ناهارتان غذا می بردید و غذای شهرداری را نمی خوردید، این کار نشانه چیست؟ آیا جز استثمار کردن و نادیده گرفتن حقوق زنان چیز دیگری است؟ بیچاره همسرتان که میبایست صبح زود بیدار می شد و غذارا آماده می کرد و لابد تا شب هم منتظر می ماند تا ظرف نشسته را به خانه بازگردانید تا بشوید، البته این سرنوشت غمبار و محتوم زن ایرانی است. چگونه می توان از شما انتظار دفاع از حقوق زن را داشت؟

20) آقای دکتر شما متهم هستید که به خط امام خیانت کرده اید. چراکه صحیفه نور را خوانده و تلاش کرده اید که به آن عمل کنید. مگر با صحیفه نور خواندن می شود خط امامی شد؟ ببینید برخی افراد که سابقه دار تر از شما هم هستند نگاهشان به خط امام چیست و چگونه با آن برخورد می کنند. یکی از همان روش ها را باید ادامه دهید.

*مطابق دانستن خط امام با دستخط امام و عکس امام.

*تغییر خط امام با جملات درگوشی امام با آنها یا خاطراتی که البته جز امام و خود فرد شاهد دیگری ندارد.  

*تاویل خط امام بر اساس فکر خود و آنچه که دوست دارند اتفاق بیفتد.

شما از صحیفه نور یاد گرفته اید که به محرومان توجه کنید،استکبارستیز باشیدو... اینها ظاهر کلمات امام است ،نباید با توجه به ظاهر کلمات امام به خط وی خیانت نمایید


 
گزارشی مختصر از عید نوروز
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٥   کلمات کلیدی: شمال ،عید نوروز 88 ،متل عسل

سلام

اول این عکس را ببینین که از بالای پشت بام در مشهد گرفتم در لحظه سال تحویل. این ورودی باب الجواد می باشد. تمام خیابان های اطراف هم همینجور جمعیت بود. به عبارتی شاید 2 تا 3 میلیون جمعیت توی اون منطقه جمع شده بودند.

tahvil e saal

روز قبل از سال تحویل خانواده رو برای شام در فست فود بوف مهمان کردم! البته خیلی تعجب نکنیدچشمک چون همشهری بابت عیدی به ما 2 تا قبض 10 هزارتومانی داده بود. منم حساب کردم که معمولاً خرج بیرون رفتن ما حدود همین 20 تا 30 هزار تومان می شود. پس با خانواده پدری خودم و خانواده ام رفتیم مجتمع تجاری الماس شرق در بیرون از شهر مشهد. اما کلی رکب خوردیم! چون اولاً غذاش بد بود، دوماً 48 تومان هزینه ما شد که یعنی علاوه بر آن دو قبض، به اندازه یک فست فود خوب مثل پیتزا پیتزا ی مشهد هم مایه داده بودم!!

بوف مشهد

ما هر سال هفته دوم عید را با جمعی از دوستان و فک و فامیل نسبتاً دور میریم شمال. اونم هر سال یک متل مشخص در یک شهر مشخص یعنی متل عسل در بابلسر. اگر چه مدیریت متل چندان به بازسازی هتل و اصلاح اتاق ها و سوییت ها نمی رسد و هر سال اوضاع اتاق ها بدتر می شود! ولی هر سال کمیت آن را افزایش می دهد. اتاق های جدید، سالن بیلیارد، استخر بزرگ و ...

ما اینجا در تمام وعده ها نماز جماعت داریم . حتی نماز صبح! البته من که همیشه فرادا می خوندم ولی صبح ها حداقل ٢٠ نفر نماز جماعت بودند. البته غیر از این برنامه های هیئتی هم همیشه برقرار است. البته باید کنار این اضافه کنم تا چند سال قبل که جوان های این اکیپ همه مجرد بودند در کنار این برنامه های مذهبی گاهی بزن و بکوب هم برقرار می شد که با تاهل دوستان همه شلوغی ها غلاف شد!

اینم یه تصویر زیبا از غروب خورشید در بابلسر:

غروب

 

روز 11 فروردین قرار بود که برگردیم تهران که آن بارندگی شدید شد و راه ها بسته شد. ما هم برعکس دیگر اقوام از خدا خواسته یک روز دیگر هم ماندیم. آنهایی که راه افتادند تا برسند خانه نزدیک 12 ساعت در راه بودند. بجاش ما رفتیم سینما و فیلم اخراجی های 2 را دیدیم و کلی هم خندیدیم. به ده نمکی بابت این پیشرفتش تبریک می گم و فکر می کنم داره روند روبه رشدی رو نشون می ده.اگه نرفتین شما هم برید. دیدنش در سینما بیشتر از دیدنش در منزل حال می دهد مخصوصاً اگر شنبه و نیم بها باشه زبان

 

یا حق

 


 
دهه چهارم انقلاب: دهه پیشرفت و عدالت اسلامی
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱   کلمات کلیدی: مشهد ،ره بر

امروز مشهد سخنرانی آقای خامنه ای را شنیدم. برام خیلی جالب بود. اینکه این آدم به دور از هیاهو های سیاسیون نقش رهبری خودش را انجام می ده. خوب مگه ره بر یعنی چی؟ ره بر یعنی اینکه بجای توجه صرف به مشکلات نزدیک، برای آینده فکر اساسی کند. به جای تاکتیک به دنبال استراتژی کلان باشد. البته هرگاه احساس کند اتفاق خیلی غلطی پیش آمده در سطح تاکتیک هم اعلام موضع می کند.

خیلی وقت ها فکر می کنم اگر کس دیگری ره بر شده بود چه اتفاقی برای این جامعه می افتاد؟ مثلاً آقای منتظری؟ یا آقای هاشمی؟ یا آقای گلپایگانی؟ یا شورای راه بری؟

نتیجه ای که گرفتم این بود که در اون شرایط وضعمون از اینی که الآن هست بهتر نبود! نظر شما چیه؟

البته اینکه اگه اصلاً ولایت فقیه نبود چه اتفاقی می افتاد هم بحث دیگری است. تصور کنید احمدی نژاد بود و رهبری نبود!! یا بنی صدر بود و امام نبود!! البته منظورم این نیست که این دو تا یکی هستند. ولی هر دو تند رو و بحران ساز هستند. البته فکر دیگری هم می توان داشت که در ایران یک جمهوری غیر اسلامی برقرار باشد. بدون رهبری، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت. و رییس جمهوری که با رای مردم می آید و می تواند مجلس را منحل کند و ...

به نظرم هر سیستمی ایراداتی دارد. از نظر من همین سیستم فعلی یکی از بهترین سیستم هاست. ما باید زیر سیستم های آن را کارا و در جهت پیشرفت و عدالت تعریف کنیم.

پ.ن: اگر در سال پیش رو یک جنگ از نوع جنگ ٣٣ روزه لبنان در پیش داشته باشیم، شما چه می کنید؟

 

یا حق

 


 
گزارش مستقیم از کافی نت جلوی حرم امام رضا
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   کلمات کلیدی: مشهد

سلام

پریروز با یه ماشین فولکس استیشن اومدیم مشهد. حالا هم اومدم سر کوچه تو کافی نت سر بازار سر شور. ساعتی ٨٠٠ تومن ناقابل!

اینجا هیچ خبری از درس و دانشگاه و کار و این حرفا نیست. حتی از مجله های همشهری هم خبری نیست. فقط کتاب و فیلم تو لپ تاپ!

الآن اومدم نامه انصراف خاتمی و بیانیه های دیگه رو خوندم. دارم به این فکر می کنم که خدا کنه کروبی و میرحسین اعتلاف نکنن تا فضا کاملاً دو قطبی نشه. بنظرم رای طرفدارای کروبی بیشتر از اینکه به صندوق میرحسین بره، میره سمت احمدی نژاد. امیدوارم با عدم اعتلاف این دو تا یه اصولگرای معتدل هم بیاد به عرصه. کلاً انتخابات عجیبیه! کلّی برام جالبه.

من ایدم اینه که یک نفر بیاد که ایران رو به عزت برسونه! اصلاً طرفدار براندازی این نظام نیستم. اعتقادم اینه که این ساختار با همین ولایت فقیه بهترین ساختار برای رسیدن کشور به توسعه در عین حفظ استقلاله. بزرگترین مشکل مملکت ما از نظر من نبود سیستم های کنترل عملکرد (مالی و اجرایی، میزان کارایی و اثربخشی) از یکطرف و عدم شفاف سازی در دولته. این رو همه جا میشه دید. مثلاً بیشتر تو قوه قضاییه، شرکتهای دولت ساخته، موسسات فرهنگی و ...

از نظر من آی تی یکی از زیرساخت هاییه که به برطرف کردن هر دو مشکل به شدت کمک می کنه. ولی متاسفانه دولت فعلی نه توانایی بکارگیری اون رو داره و نه فهم اهمیت این زیر ساخت رو. به نظرم تو سیاستمداران فعلی قالیباف بیشتر از بقیه این رو می فهمد.

نکته مهم دیگه اینه که جامعه ما به آرامش نیاز داره. هر کسی که میاد اینو نباید فراموش کنه. آرامشی که مردم مدام در اضطراب نباشن. دیشب بخشی از مصاحبه باراک اوباما با فاکس نیوز رو قبل از انتخاباتشون دیدم. اونجا مجری صهیونیست برنامه از اوباما پرسید دشمنان فعلی آمریکا رو نام ببرد. او هم فقط القائده و طالبان رو گفت و هیچ حرفی از ایران و حزب الله نزد. مجری هی اصرار کرد که ایران رو جا انداختی! اون هم گفت که اتفاقاً ایران یکی از دوستان عمده ما است major friend . کلی هم از فرق شیعه و سنی گفت و اینکه بیشتر مشکلات ما با سنی ها بوده و نه با شیعه ها!!!!!!!! من که کلاً کف کرده بودم. البته رفتار الانش خیلی فرق می کنه که نشون میده اون شورای سیاستگذاری آمریکا افراد رو بازیچه می کنه. حالا می خواد یه آدم روشن مثل اوباما باشه یا یه آدم احمق مثل بوش!!!

پ.ن: ارزو می کنم که هممون زیر سایه آقا علی بن موسی الرضا باشیم و عاقبتمون ختم بخیر باشه.

 

یا حق

 


 
دارم میرم مشهد برای سال تحویل 88
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی: مشهد ،عیدی ،همشهری

سلام

  • ایول امین خیلی کامنت باحالی برام گذاشته بودی. اینجا! اینکه یه مدرسه تو ایران پیدا بشه بنام مجازی من خیلی بهم حال داد!!
  • امروز کارهام رو توی شرکت سرمایه گذاری بین ساعت ۶ تا ١٠:٢٠ دقیقه صبح راست و ریس کردم و اومدم همشهری. الآنم دارم راه میفتم برم میدون انقلاب شرکت خودمون. احتمالاً تا ٩ شب هم اونجا گیرم. فردا صبح علی الطلوع هم عازم مشهد هستیم (انشاءالله)
  • پارسال سر سال تحویل تفعلی که زده بودم اونقدر تبشیری بود که خودم هم error دادم!!
  • همین دیروز هم دوباره رفتم سراغ اون آیه ها و دیدم خیلی بیشتر از اینکه فکرش رو هم بکنم جالب بوده! حیف که عادت قران خوندنم رو از دست داده ام! ایشالا تو این سفر یه دلی از این کمبود معنوی در بیارم.
  • امروز تو همشهری بهمون عیدی دادند. 2 تا فیش 10 هزار تومانی رستوران بوف!! بازم بی از هیچی! تو شرکتای قبلی که همینم به ما نمی دادند!!
  • بعضی ها وقتی می خواهند زرنگ بازی دربیاورند قیافشون خیلی شبیه احمق ها میشه! مثلاً وقتی یه کاری رو برای رفیقتون با نصف قیمت بازار انجام میدین و بهش 240 تومان قیمت میدین، اونوقت میاد و باهاتون چونه میزنه که ازش 150 بگیرین فکر می کنین قیافش چه شکلیه!!
  • هر چه می گذره از حسابداری مدیریتی یا حسابرسی بیشتر خوشم میاد! الکی نیست که اکثر شرکت های بزرگ مدیرشون حسابدار بوده قبلاً!

 

یا حق

 


 
یه روز جدید - باز هم به نام خدا
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤   کلمات کلیدی: روزنوشت

سلام جدید

امروز شنبه ١۶ ربیع الاول مصادف با ٢۴ اسفند ٨٧ هستش . البته می دونم اون بغل خودش تاریخ داره! بیشتر برای یادآوری به خودم گفتم.

دیروز آزمون تولیمو دادم و منتظر اعلام جواب هاش هستم. تقریباً بدون هیچ آمادگی قبلی رفتم سراغش و میخوام ببینم اوضاعم چطوره!!

دارم تو دفتر طرح و برنامه همشهری تو طبقه هشتم ساختمان کریم خان پشت میزم کارهام رو راست و ریس می کنم.

روزهای فرد میرم شرکت خودمون که تازگی ها رفته میدون انقلاب. اونجا شاید وقت بیشتری براینوشتن داشته باشم.

 

یا حق


 
روابط زن و مرد (حتماَ بخوانید)
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٤   کلمات کلیدی: زن ،مرد ،عشق ،پناهیان

سلام

هر چند که مدت هاست راه پرواز را نمی نویسم، اما حیفم آمد این مطلب را از دست بدهم. شاید مجبور شوم راه پرواز ٣ را بنویسم!!لبخند

لطفاً در مورد پناهیان پیش داوری نکنید و تا پایان سخنرانی را بخوانید. باشد که به کار آید.

یا حق

===========

به گزارش «برنا»، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان با حضور در جمع تعدادی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به سخنرانی درباره رابطه زن و مرد پرداخت.

وی در این سخنرانی ابراز امیدواری کرد، زمانی بتوان در جامعه، راحت‌تر و شفافتر از امروز، درباره ارتباط زن و مرد و ازدواج آنان صحبت کرد. پناهیان یکی از ابعادی که در ارتباط‌های قابل تصور بین زن و مرد، چه در قالب ازدواج و آشنایی و چه رابطه‌های دیگری چون رابطه پدر و دختر و خواهر و برادر و ارتباط‌های اجتماعی وجود دارد، بعد عرفانی و معنوی این ارتباط دانست که به آن توجهی نشده و مغفول مانده است.
 
بنا بر این گزارش، در ادامه این جلسه به دو بعد دیگر رابطه بین زن و مرد پرداخت؛ بعد عاطفی و مادی(جنسی) که «برنا» مشروح این سخنان را بدین شرح برای مخاطبان خود منتشر می‌کند:
عاشقان لب‌بسته ‌در مقام شهدا هستند
حجت‌الاسلام پناهیان درباره رابطه بین زن و مرد اظهار داشت: در بعد عاطفی رابطه بین زن و مرد اشتباه بزرگِ بین‌المللی به نام «عشق» رخ داده است. خدا بین زن و مرد «جاذبه‌ای» قرار داده و در قرآن فرموده است: «و جعل بینکم مودة و رحمه...». مودت آن است که با زبان ابراز می‌شود و محبت آنچه با چشم منتقل می‌شود. خدا بین ما و اهل بیت(ع) مودت را واجب کرده‌است. محبت به اهل بیت(ع) باید ابراز شود؛ مثل زمانی که برای امام حسین(ع) سینه می‌زنیم.

خدا بین زن و مرد هم مودت قرار داده است. این به دو معنا است؛ نخست این‌که اگر به همدیگر محبت پیدا کنند، حتما به هم ابراز خواهند کرد. دوم آن‌که اگر رابطه‌ای بین زن و مرد برقرار شد، باید به هم محبتشان را ابراز کنند. در روایت داریم که زن و مرد باید قربان صدقه یکدیگر بروند.

پناهیان به نامه امام(ره) به همسرشان اشاره کرد و ادامه داد: این طور روابط از سفارش‌های دین اسلام است. رابطه عاطفی بین زن و مرد از جنس محبت ابراز شدنی است؛ محبتی که باید ابراز شود و با این ابراز شدن تقویت شود.

گاه محبتی از جنس مخالف در دل شخص می‌افتد و نمی‌توان کاری کرد. این محبت تا زمانی که ابراز، تقویت و به معصیت نکشانده نشد، چیز بدی نیست. شخص نباید به دلیل وجود این محبت، خود را معصیت‌کار تلقی کند. حتی در روایات داریم اگر کسی محبت شخصی در دلش افتاد و از ابراز، میدان دادن و عشوه‌ آمدن نابجا پرهیز کرد، در مقام شهدا وارد صحرای محشر می‌شود. محبت بین زن و مرد باید ابراز شود، اما به تازگی این محبت با کلمه‌ای به نام عشق اشتباه شده است.

حجت‌الاسلام پناهیان به معنای عشق در بعد عرفانی پرداخت و گفت: عشق در معنای عرفانی، به ویژه آنچه در زبان فارسی رواج پیدا کرده و معنایش عاطفه‌ای است که تمام دل انسان را تسخیر کند. مصداقش رابطه عاطفی بین زن و مرد قرار گرفته است و عامل تولید بزرگترین نفرت‌ها و استرس‌ها در رابطه زن و مرد قرار گرفته است.
انسان ظرفیتی دارد که در ادبیات عرفانی به آن عشق و در ادبیات قرآنی «اشدُ حبً...» (شدیدترین محبت‌ها) می‌گویند. این شدیدترین محبت‌ها هیچ‌گاه بین دو انسان به شکل معمولی و عادی شکل نمی‌گیرد. هیچ‌گاه ظرفیت رابطه زن و مرد در شدیدترین رابطه عاطفی و عاشقی به جایی نمی‌رسد که بالاترین درجه و هیجان محبت را ایجاد کند. بین زن و مرد می‌تواند بهترین رابطه‌ها را متصور شد، اما عشق را نه!

آن عشقی که می‌گوید:
به تیغم گر زند دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
عشقی که می‌گوید:
گر از درت برانی گر نزد خود بخوانی
رو کن به هرچه خواهی، گل پشت و رو ندارد
این عشق را نمی‌توان در رابطه بین زن و مرد متصور شد. رابطه زن و مرد در عاطفی‌ترین شکلش، اصلا اجازه گفتن چنین چیزی را نمی‌دهد: رو کن به هرکه خواهی گل پشت و رو ندارد.
رابطه زن و مرد این است که هر دو برای هم و با هم باشند. عشقی که ما در ادبیات فارسی داریم در رابطه بین زن و مرد امکان داشتن، وجود ندارد. در برخی از حادثه‌ها و داستان‌پردازی‌ها، فداکاری است که البته این فداکاری می‌تواند در رابطه بین پلیسی که برای نجات دادن کودکی اقدام می‌کند و جانش را به خطر می‌اندازد، هم وجود داشته باشد.

عشق غربی یا توهم عاشقی!
کلمه عشق آسیب‌های زیادی به رابطه بین زن و مرد زده است. نخست باید از این قضیه آسیب‌زدایی کرد. این آسیب هم نقشه صهیونیست‌هاست که در فرهنگ مسیحیت و جوامع دیگر، این وضعیت را پدید آورند که مفهوم عشق و عالی‌ترین نوع عاطفه در رابطه بین زن و مرد دیده شود و تجلی و خلاصه آن ‌هم در رابطه جنسی باشد. نخستین اثر مخرب آن (که اگر در ابطه بین زن و مرد بالاترین عاطفه را انتظار داشته باشی) این است که در مقام برقراری ارتباط دچار اشتباه می‌شویم.

وی با آوردن نکات بالا، یکی از مخرب‌ترین و بحران‌ آفرین‌ترین حالت رابطه بین دو جنس را انتظار برآورده شدن کمبود محبت‌ها دانست و تصریح کرد: بسیاری از افراد رابطه عاطفی بین زن و مرد را محل ارضای کمبودهای عاطفی خود می‌دانند. من در مقام مشاوره، روبه‌رو ‌شدم با جوان‌هایی که از همسر یا دوست خود انتظاراتی دارند که ناشی از کمبودهای عاطفی‌شان در خانواده است. این بحران‌آفرین است، در مقام انتخاب دچار انتخاب‌های عجولانه می‌شوند، کسی را انتخاب می‌کنند که حتی مورد پسندش هم نیست. به خاطر کمبود عاطفه‌ای که دارد اولین جرقه‌های عاطفی، آتشی در جانش می‌اندازد که منجر به انتخاب نادرست می‌شود. دومین عارضه این است که اولین جرقه‌های نامرادی منجر به ایجاد تنفر می‌شود؛ مثل مردهایی که رابطه‌های عاطفی با زن‌ها برقرار می‌کنند و بعد او را به دور می‌اندازند.

وی در ادامه علت سرد شدن رابطه بین زن و مرد در خانواده‌های مذهبی و بالا بودن آمار بالای طلاق در کشور را اینطور عنوان کرد: آنها از یکدیگر، بدون دلیل، انتظار عشق دارند. زن و مرد باید به همدیگر وفادار باشند، برای هم گرم شوند و دل‌لرزه بگیرند. اگر عشق یعنی شدیدترین محبتی که قلب انسان را احاطه می‌کند، پس باید برای عشق کلمه دیگری پیدا کرد تا زن و مرد وجودشان با یک عشق مشترک گرم شود که عالی‌ترین نوع ارتباط این است؛ هر دو چیزی را دوست داشته باشند که در حد پرستش به آن عشق بورزند. آیا این دو عیب یکدیگر را تا آخر عمر خواهند دید؟ آیا از هم جدا خواهند شد؟

دومین آفت تصور اشتباه در رابطه عاطفی و عشق قرار دادن این رابطه، این است که توقعات زن و مرد از یکدیگر زیاد شده و زود هم از یکدیگر متنفر و حتی بدون دعوا از هم جدا می‌شوند. با تعابیری چون: رابطه من با تو سرد شده است، برای هم عادی شده‌ایم... چون برایش عادی شده بزرگترین اشتباه را انجام داده است، زیرا او برای هیجانی که با عشق اشتباه گرفته شده، با او ارتباط برقرار کرده است.

وی ادامه داد: در یک ازدواج و رابطه عاطفی متعادل، بین زن و مردی که کمبود محبت ندارند، جایگاه عشق را اشتباهی نگرفته‌اند، انتظار نابجا از عاطفه یکدیگر ندارند، دیده می‌شود که آن ‌دو چقدر زیبا به همدیگر محبت دارند و از این محبت لذت می‌برند و مایه آرامش همدیگر هستند. زن و مردی که در عین محبتی که به هم دارند نمی‌گویند: یا همه یا هیچ، یا عشق من را تأمین می‌کنی یا از کوچکترین عیب‌های تو نمی‌گذرم، یا بی‌عیب هم باشی از تو تنفر پیدا خواهم کرد! این شیوه آدم‌هایی است که کمبود محبت دارند.

حجت‌الاسلام پناهیان، مخربترین جریان را در رابطه زن و مرد فرهنگ منحط غربی دانست و ادامه داد: ببینید در غرب چیزی از عشق باقی مانده است؟ چرا در غرب همجنس گرایی بازار پیدا می‌کند، زندگی سرد و تنها شده، ازدواج و رابطه همسری در حد نیاز مادی پایین آمده است. آنها که بیشتر از هر کسی دم از عشق می‌زدند، پس چرا عشق بینشان رواج پیدا نکرد!
وی تأکید کرد: باید پیش از ازدواج، کمبود محبت‌ها را سامان داد، وگرنه با ذره‌ای محبت خیلی داغ می‌شوی و وقتی تازگی‌اش که از بین برود، یخ می‌کنی که در هر دو صورت ایجاد بحران می‌کند. زن‌ها در با این قضیه مسلط‌تر برخورد می‌کنند. چون در خانه بیشتر محبت می‌بینند و باید هم این طور باشد. رابطه عاطفی بین زن و مرد را باید معقول نگاه کرد.

شعار برابری زن با مرد، آغاز انحراف
در بعد مادی(جنسی) رابطه بین زن و مرد باید بدانیم که این رابطه یک معصیت بزرگ نیست. عده‌ای ابراز کردن نیاز جنسی را جرم تلقی می‌کنند. اسلام به این نیاز مثل نیاز به خوردن و آشامیدن نگاه می‌کند.
 
پناهیان در بخش دیگری از سخنان خود، با بیان جملات بالا درباره نیاز جنسی ادامه داد: چرا اصرار می‌کنم نگاه به نیاز جنسی باید یک نگاه متعادل باشد؟ خوب همان گونه که نتوانستم خود نیاز جنسی را کاملا تشریح کنم، نمی‌توانم دلیل این را بگویم که این نگاه چرا باید متعادل و معقول باشد. جزییات نیاز جنسی آقایان و خانم‌ها در چه مقوله‌ای است؟ چه کسی مدیریت می‌کند؟ مدیریت توسط خانم‌ها به چه شکلی است؟ مدیریت آقایان به چه شکلی است و باید درست برخورد شود... بدتر آن است که درباره رابطه عاطفی زیاده‌گویی کنیم و آن را آمیخته کنیم با معصیتی که نامش نیاز جنسی است، نتیجه چه خواهد شد؟ انسان‌ها را گروه گروه بی‌دین می‌کند. انسان دچار معصیت و گناه‌زدگی خواهد شد.

وی در رابطه بین زن و مرد به عنوان همسر، که الگوی رابطه‌ای است که در بقیه روابط هم قابل رویت است به اختلاف بین زن و مرد اشاره کرد و افزود: وقتی می‌خواهید این رابطه را در مقام ازدواج یا هرگونه رابطه‌ای تعریف کنید، نخست به اختلاف‌های زن و مرد در مقام ارتباط توجه کنید. به این اختلاف که توجه شد کلید طلایی دستتان می‌آید که با آن در ازدواج و تربیت کودک بسیار موفق خواهید شد. بالاترین بهره را از ازدواج خواهید برد و به زیباترین شکل نیاز جنسی در این رابطه برطرف و رابطه عاطفی در آن، تأمین خواهد شد. این کلید طلایی را با تمام جسارت عرض خواهم کرد؛ کلیدی که فرهنگ غرب، سعی کرده آن را دفن کند و این همه بدبختی را پدید آورد.

مسلمان‌ها هم گاه، مرعوب فرهنگ غرب، این اختلاف بین زن و مرد (کلید طلایی) را پنهان می‌کنند، به بهانه مساوات بین آن ‌دو. ارزش زن و مرد با هم برابر است، اما هر کدام نیازهای متفاوتی دارند. نیاز را پنهان می‌کنند که بگویند اسلام بین زن و مرد فرقی قایل نیست! نتیجه‌اش این می‌شود که بسیاری از احکام دینی را نمی‌توانید تبیین کنی. بچه‌ها هم در خانه‌ای که این کلید طلایی وجود ندارد، بد تربیت می‌شوند. این کلید طلایی اگر قفل ارتباط بین زن و مرد را باز نکند، می‌توان آثارش را در بچه‌ها دید. اگر این کلید نباشد، بی‌دینی رواج پیدا می‌کند و انسان‌ها دچار کمبود محبت می‌شوند.

حرکت بر مبنای کلید
رابطه بین زن و مرد (ابعاد عرفانی آن را کنار می‌گذاریم) مگر نباید نیاز عاطفی و مادی را برطرف کند؟ اگر این کلید نباشد، این نیازها به خوبی برطرف نخواهد شد. مردها پس از ازدواج، هرزگی و زنها پس از ازدواج (درصورت نجابت) دچار بیماری‌های اعصاب و روان خواهند شد. وقتی زن و مرد در قاعده این کلید طلایی حرکت نکنند، دچار این مشکلات خواهند شد.
پناهیان اضافه کرد: در بخش نخست اشاره شد که این رابطه ابعاد عرفانی دارد که باید به آن فکر کرد. گفتیم دو بعد مادی و عاطفی هم دارد. در بعد مادی (جنسی) مبالغه شده در معصیت تلقی کردن این نیاز. جرأت نمی‌کنم برخی امور را بازگو کنم(!). برطرف کردن نیاز جنسی در برخی شرایط و موارد (که توضیح نمی‌دهم) ثوابی دارد که در خوردن و آشامیدن نیست. در بعد مادی رابطه زن و مرد نگاه افرطی معصیت‌گونه که به آن می‌شود، باید تعدیل شود. در بعد عاطفی نیز افراط و زیاده‌روی‌هایی که ناشی از کمبود محبت است، باید برطرف شود تا رابطه‌ای معقول شکل گیرد. برای ایجاد این رابطه معقول باید به کلید طلایی توجه شود.

فرماندهان حقوقی و فرماندهان عاطفی
حجت‌الاسلام پناهیان ادامه داد: این کلید در انواع و اقسام ارتباط‌ها کاربرد دارد که توضیح آن بماند. اما در باب ازدواج و گفت‌وگوی پیش از آن کاربرد فراوانی دارد. مرد از زن چه انتظاری و زن از مرد چه انتظاری دارد؟ پاسخ به این پرسش یکسان نیست. نمی‌توان گفت مرد از زن انتظار دارد که زن او را دوست داشته باشد و بعد بگوییم زن از مرد انتظار دارد که او را دوست داشته باشد. اگر بخواهیم دقیق توضیح دهیم، مردان باید به فطرت خود دقت داشته باشند، خانم‌ها هم همینطور.

زن دوست دارد توسط یک مرد مورد محبت قرار گیرد؛ محبتی که قلبش به آن مطمئن باشد. نتیجه این محبت هم چیزی جز نوازش نیست. ولی مرد از زن انتظار دارد مورد اطاعت صمیمانه قرار گیرد. در این‌ صورت، مردی که فرمانده حقوقی است و زنی که فرمانده عاطفی، در کنار همدیگر به تعادل می‌رسند. مادر به فرزندان باید بگوید: از پدر خود اطاعت کنید تا عالی‌ترین تعادل در این خانواده شکل گیرد. فرزندان بدون تربیت و تعلیمات مذهبی خاص، به متعادل‌ترین وضعیت و اوج خلاقیت و شکوفایی می‌رسند. در مقابل، پدر باید به بچه‌ها بگوید: به مادر محبت کنید. پدر بگوید مبادا دل مادر بشکند و مادر بگوید مبادا غرور پدر بشکند. این‌ها تعابیر گوناگون کلید طلایی است.
زن باید غرور مرد را حفظ کند و مرد عاطفه زن را. گاه زن‌ها در مدیریت بسیار هوشمندترند؛ مثل پادشاهان قدیم که وزیر هوشمندشان به خوبی می‌دانست چطور اقتدار پادشاه را حفظ و او را مدیریت می‌کنند. زن زیرک؛ زنی است که اگر خواست مردش را اداره کند، او را در موقعیتی از سلطنت قرار دهد.

زن ریحانه‌ای است که نباید دلش را شکست
پناهیان دو حالت طبیعی در رابطه بین زن و مرد قائیل شد و ادامه داد: زن دو نقش را برای مرد بازی می‌کند، مرد هم دو نقش برای زن؛ این‌ها تعابیری از همان کلید طلایی است. زن در ارتباطش با مرد، گاهی حکم مادر این پسر را دارد و گاه حکم دختر این پدر. هم در رابطه همسری هم در رابطه‌های آزاد. اگر غیر این دو باشد، از طبیعت خود خارج و دچار بحران هستند و از زندگی لذت نمی‌برند.
گاه زن دوست دارد مثل مادر، نوازشگر مردی باشد که حتی از خودش مسنتر است. بسیاری از اوقات دیده شده دختری بیشتر از آنکه تشنه محبت پسری باشد، به خاطر دل‌رحمی با او ارتباط برقرار کرده،‌ تقاضای محبت پسر را دیده و حس مادری و زنانه‌اش جوشیده است ( این‌که در محدوده شرع این عمل فساد است یا نه، بحث دیگری است). البته مردها نباید رندی کرده و از حس مادری دخترها سوءاستفاده کنند!

پناهیان در همین زمینه افزود: گاه هم همین زن دوست دارد برای مرد دختری باشد و او را جای پدر خود ببیند؛ پدری که دختر را مورد نوازش و محبت خود قرار می‌دهد. اصلا رابطه زن و مرد را نمی‌توان مساوی تلقی کرد! برعکس این رابطه برای مرد صادق است. گاه مرد دوست دارد مانند پدری که دختر را اداره می‌کند فرمان دهد و گاهی مثل پسری تمنای محبت و نوازش از مادر را دارد.
وی تصریح کرد: پدر و پسر هر دو باید غرورشان حفظ شود. هیچ مادری حق ندارد طوری به پسرش محبت کند که غرورش شکسته شود و هیچ پدری حق ندارد دل دختر خود را بشکند. پیامبر اکرم(ص) سفارش فرمودند: به دختران خود بیش از پسران محبت کنید. زن نیاز به این عاطفه دارد.

فلسفه بسیاری از احکام جاری بین زن و مرد که در آن تبعیض می‌بینید، همین قاعده است: زن از مرد عاطفه می‌خواهد و مرد از زن اطاعت. این رابطه قطع شده است و زن و مرد به صورت مساوی به هم علاقه دارند! رابطه بسیار شکننده، گیج کننده و دروغی. در سریال‌ها هم به وفور دیده می‌شود که زنی جلوی میلیون‌ها بیننده غرور مردی را می‌شکند. دعوای نمکی بین زن و مرد اصلا بد نیست، اما رسانه باید دعواهای زیبا نشان دهد. دل زن نباید شکسته شود، غرور مرد همین‌طور. حکم مو و شانه را دارد. شانه سخت است و مو نرم، اما شانه شیارهایی دارد که تعامل بین شانه و مو را هنگام شانه کردن برقرار می‌کند. کلید طلایی این است که مرد در مقام مرد بودن بداند زن از او چه می‌خواهد، زن در مقام زن بودن هم همین‌طور.

بنا بر این گزارش، پناهیان خطاب به زن‌ها گفت: خانم‌ها بدانند راهی که مردها به زن‌ها ظلم نکنند، این نیست که به او بگویند رئیس نباش، به آن‌ها بگویند رئیس باش و وقتی او خود را در موقعیت ریاست دید ظلم نخواهد کرد، وگرنه اگر مرد رئیس زن نباشد و ذلیل او باشد، نه تنها ظلم خواهد کرد، بلکه خیانت هم می‌کند. چاره اینکه زنی حق خود را از مردی بگیرد (عاطفه و دل او را) این نیست که زن بر مرد سیطره داشته باشد. نمی‌گویم رئیس زن باشد یا مرد. یک نوع ریاست برای زن است و یک نوع دیگر برای مرد. ریاست حقوقی که کارش با فرماندهی و اطاعت سامان پیدا می‌کند برای مرد، و ریاست عاطفی که مرد باید تمام عمر مواظب باشد که مبادا دل همسر خود را بشکند را به زن.

وی افزود: مرد نباید بنشیند با زن مذاکره کند، باید ببیند از چه چیز دلش می‌شکند و از آن پرهیز کند. نباید از گل نازکتر به زن گفت و او را ریحانه‌ای تلقی کرد که باید لطافت‌ روحی او حفظ شود، در عین حال زن غیرت و محکمی مرد را هم می‌خواهد. امیدوارم از کلید طلایی رابطه زن و مرد (توجه به اختلافات بین این دو) بهره برده و البته از آن سوءاستفاده نکنید.

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در پایان سخنان خود، زن‌ها را از اطاعت‌های بی چون و چرا و نابجا نهی و تصریح کرد: توجه خانم‌ها را به سودجویی در جامعه جلب می‌کنم که تنها یک شیرمرد ـ مقام معظم رهبری ـ به آن اعتراض کرد؛ آنه م منشی شدن زن‌ها در ادارات است. با این تفکر که زن اطاعت‌پذیر است. زن یک اطاعت‌هایی (نه اطاعت مطلق) را دوست دارد از مرد داشته باشد و از این طریق ارضا می‌شود، اما همین زن که استعداد بعضی اطاعت‌ها را راحت‌تر دارد، در ادارات مورد سودجویی قرار گرفته و وقتی به خانه می‌رود به او می‌گویند: از مرد خود اطاعت نکن! پررو می‌شود.

 
بعد از کما
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۸   کلمات کلیدی:

سلام
نمی دونم چی شد که يهو ياد وبلاگ قديميم افتادم. جايی که چندين سال برای من نقش سخنگوی دولت رو بازی می کرد!
توي اين چند ماه درگير راست و ريس کردن کارهای عروسی بودم و خدا رو شکر همه چيز به خوبی گذشت. من و خانمم هم الآن تو خونه خودمون هستيم و We live happily ever after !!

دعا کنین عاقبت به خیر بشیم.

یا حق


 
گزارش برنامه شام علی الکس
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٤   کلمات کلیدی:
سلام دوستان
گزارش برنامه شام علی الکس رو از اینجا می توانید ببینید.
دست همه بچه هایی که اومدن درد نکنه. ما رو کلی خوشحال کردن.
 یا حق
 
← صفحه بعد