«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

در خيبر فردا اولين ترک خود را برداشت.
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢۸   کلمات کلیدی:

سلام

امشب شب عيده... يه عيده بزرگ... اونی که من بنامش مفتخرم ٬ اونی که همه وجودمون بايد سرشار از ولايتش باشه ٬ اونی که الحق صبور ترين مخلوق خدا بوده ٬ اونی که . . . بگذارين بقيه اش رو تریپ مشکاة بنويسم:

مرد خدا/ دست خدا/ لولا علی../ لا سيف.. /قول علی/ اشک علی/ صبر علی/صبر علی/صبر علی... / مرد خدا / خانه کعبه/ بازهم فاطمه /مادر اسد/ همتای فاطمه/ عشق الهی/ خوش آمدی.

 

فردا تولد امام اول ما شيعيان است. خيلی حال می کنم وقتی تو دلم بابا صداشون می کنم.(فکر کنم همه سيد ها همينطورند)

 

يا مولی دلم تنگ اومده                          شيشه دلم ای خدا زير سنگ اومده

يا حق


 
 
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٥   کلمات کلیدی:

سلام

اپیزود 1. مدتيه که دیگه زیاد به خودم فکر نمی کنم . همه چی عادیه. دریا آرومه آرومه. نیمکره چپ و راست مغزم هم کاری به کار هم ندارند. روزها اینقدر خودم رو خسته می کنم که شب ها حتی خواب هم نمی تونم ببینم(از خستگی....D:)

اپیزود 2 . به چند نفر گفته بودم که از اول تابستان سعی می کنم خودم رو حذف بکنم یعنی چون به دنبال اهداف دیگه ای تو زندگیم میرم کمتر مزاحم بچه ها میشم.مثه آدم بزرگا..... باورتون میشه ؟ داریم بزرگ میشیم!!!! اخیراً تو یه سمیناری تو وزارت نیرو از طرف شرکت محل کارم رفته بودم به عنوان نماینده شرکت، خوب توقع داشتم زیاد تحویلم نگیرن!! منم خیلی سنگین رنگین نشسته بودم و گوش می کردم. توی تنفس با اطرافیانم که حرف زدم فهمیدم جدّی جدّی فکر کردن من 25 ، 26 سالم هست؟؟؟؟یارو پروژه EPC برا وزارت نفت انجام می داد..................... خداییش کلی حال داد. ( بسه دیگه.. گفتن آدم باید جنبه داشته باشه)

اپیزود 3 . اگه ما قراره راه خودمون رو تو این دنیا پیدا کنیم یا حتی اگه قراره اون رو بسازیم نباید هیچ زمانی رو از دست بدیم. من تابستان رفتم سر کار چون میخواستم تابستان برم سره کار.... از این به بعد هم همیشه در حال ایجاد امکان برای تعالی خود خواهم بود.... اینکه تعالیه من کجاست یا اینکه آیا عوض میشه یا نه مهم نیست . مهم اینه که من در لحظه بهترین کار رو و اثربخش ترین کار رو انجام بدم......... بی خیال.ملت جديداْ مد شده وبلاگ تعطيل می کنند. حالا که سوگند رفته محمدرضا هم شل شده شايد منم برم. مهر کردند و دهانش دوختند.

اپیزود 4. الان داشتم هزار راهه نرفته رو میدیدم. دکتره گفت: " وقتی می­بینم دو تا آدمی که یه موقع همدیگه رو دوست داشتن نسبت به هم نفرت دارند هنوز کلّی امیدوارم که رابطشون عادی شه، ولی وقتی ببینم رابطه شون به بی تفاوتی رسیده امیدم خیلی کم رنگ میشه" .. اونایی که حال داشتن بهش فکر کنند.

اپیزود 5. بعد از یه مدت گیج و ویج بودن از پیچیدگی های انسان، در لحظاتی که اصلاً فکرش رو هم نمیکردم ، حبیب طلبیده من رو. نمی دونم این چه حسّه غریبیه؟؟؟ کربلا رفتم ، حالشم بردم... ولی این یکی رو مدت مدیدیه که آرزوش رو دارم. خیلی خرابم . یعنی راسته؟... خواب نیستم؟؟؟ آخ........ نه بیدارم. یعنی هنوز بیدارم.  

فعلاً حق یارتون

 


 
محبوب قلب ها
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٩   کلمات کلیدی:

سلام

امروز رفته بودیم وزارت کشور تو جشن "سلام خاتمی" شرکت کنیم. گزارش ما وقع نمی خوام بگم فقط همین که روز به روز علاقه ام به این سید خندان بیشتر میشه... از این که دیدم خاتمی تو جو کف و سوت ها گیرنکرده خیلی خوشحال شدم ، به جای اینکه بیاد و از جو جوان برنامه با یه سری حرف های احساس برانگیز استفاده کنه اومد و یه چهل دقیقه حرف حسابی ،تحلیلی و بدردبخور زد، البته ملت خیلی خسته بودند ولی بازم گوش کردند.باز هم گفت از مرگ حرف نزنین.... باز هم از آزادی بیان گفت. جالب اینکه یکی وسط جمع داد زد اکبر گنجی چی؟؟ خاتمی هم یه جوری که می خواست از زیرش در بره گفت  ما خیلی بخاطرش تلاش کردیم ولی اون خودش کار و خراب می کنه(تقصیر خودشه)........... خاتمی کلی از امام خمینی کبیر یاد کرد. از اسلام واقعی گفت . از اسلام متحجر گفت. از حکم اعدام گفت.. از ترور ها گفت....... بماند.

این همه برای اصلاحات مردم مایه گذاشتن ما هم  حدود 150 تومن  ازمون بلند کردن........ بعد از برنامه دیدیم کیفمون رو از تو صندوق عقب ماشین بردن. ( MP3 Player  که تازه خریده بودم هم باهاش رفت........ قسمت بوده که ما دلبسته مال دنیا نشیم؛ حتی همین قدر)

یه شعر هم نوشته بودم که تو کیفم بود و دزده برد. امیدوارم که تو وبلاگش بنویسدش!!!!

دکتر می گفت چرا وبلاگ آپ نمی کنی؟  گفتم آخه وقت ندارم. گفت تو در قبال وبلاگ مسئولی؟؟!!! خوب چی باید در جواب می گفتم؟

 

خدايا!

به خاطر تمام لحظات سختی كه مرا تنها نگذاشتی شكر.

به خاطر آرامشی كه عطا كردی شكر.

و به خاطر اينكه ميگذاری شكر كنم، شكر.

یا حق

 


 
خبر
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٧   کلمات کلیدی:

راهه پرواز آپ ديت شد...... همين


 
يا فاطمه بنت نبی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٥   کلمات کلیدی:

سلام............... امشب خيلی حالم ميزونه.. داشتم می اومدم خونه از نزديکی مراسم جشنی گذشتم که برای جشن ولادت کوثر پيامبر تشکيل شده بود....... خيلی دوست داشتم برم وسط جمعيت بشينم ولی حيف............ خدا را شکر می کنم که در خانواده ای اينچنين بدنيا آمدم و خون اين خواندان در رگ هايم جاريست........... بانوی بی تا ..... فاطمه ٬ فاطمه است نه هيچ کس ديگر........... خدايا تک سوار جاده کمال را برسان تا حقايق فاطمه را به ما بشناساند.