«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

بحث شريعت و طريقت و حقيقت
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸   کلمات کلیدی:

سلام

پارسال زمستون بود. رفتم ديدن يكي از دوستان قديميم. چند وقت بود رفته بود قم درس بخونه. چون مي‌دونستم آدم پريه و خيلي سرش ميشه، بهش گفتم: "يك از دوستام مشكلات و به هم ريختگي‌هاي فكري اي پيدا كرده كه خيلي داره اذيتش مي‌كنه. مطمئنم اگه نتوني خودت بهش كمك كني، آدم‌هاي زيادي رو ميشناسي كه تو هر زمينه مي‌تونن بهش كمك كنن. "

يه نگاهي بهم كرد و گفت: "چيه؟ بازم بحث شريعت و طريقت و حقيقته؟"

مني كه اينقدر ادعام مي‌شد كه حداقل ادبيات موضوعه مطالب رو بلدم، هيچي از اين بحث نمي‌دونستم. نمي‌دونم اونجا ضايع كردم و نشون دادم كه بلد نيستم يا نه. اما بعد ها كلي گشتم دنبال اين كه آخه مگه چه‌چيز عجيبي تو اين 3 تا كلمه هست كه ملت دارن اينقدر تو سر خودشون مي‌زنن؟!!!!

يك حديثي از پيامبر هست كه ايشون مي‌فرمايند: "الشريعة اقوالي، و الطريقة افعالي و الحقيقة احوالي"

يعني شريعت همون چيزيست كه ايشون بيان مي‌كنند. طريقت شكليست كه ايشون بيانات خودشون رو پياده مي‌كنند. حقيقت هم تاثيريست كه آن افعال بر روح و جان ايشون مي‌گذاره.

يعني اگه راه و رسم اجراي شريعت و آمادگي و توجه فرد، همچون پيامبر نباشه و فقط شكل ظاهري عمل پياده بشه، مشخصاً حالات فرد هم هيچ رنگي از حالات پيامبر نخواهد داشت.

حالا اين الكس خان ميره وضو مي‌گيره، چون پيامبر گفته. شكلش رو هم پياده مي‌كنه. بعد مياد نماز بخونه. اگه عجله داشته باشه كه واويلا!!! اگه عجله نداشته باشه هم قبل از الله اكبر گفتن يادشه كه مي‌خواد با خدا حرف بزنه، يه ديالوگ دو طرفه. اما به محض وارد شدن به نماز هنوز چند كلمه نگفته، تمام افكار عالم و زندگي يه باره يادشون مياد كه بايد تو ذهن اين بشر سيران كنند!!!!

اما چيز جالب اين وسط برخي انسان‌هاي مدعي راه طريقت هستند، كه ادعاي پيروي از پيامبر و علي رو دارند ولي نماز و روزه و ديگر آيين‌هاي اسلام رو رها كرده اند. نمي‌دونم كه چه‌طور كسي مي‌تونه اينقدر متكي به نفس باشه(خودخواه) كه گفته‌هاي پيامبر رو رها كنه و به سمت يك حقيقت ساختگي خودش حركت كنه.

اين مطلب ادامه ندارد!!!

يا حق


 
۱۵ شعبان
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٧   کلمات کلیدی:

سلام

 

نيمه شعبان، سالروز ولادت مهدي موعود، حضرت حاضر، مولاي منتظًر، باقي خدا در زمين و اميد دل‌هاي ما، بر همگان مبارك باد.

 

پ.ن: كنجكاوي ، فضولي، بدست آوردن اطلاعات بيشتر و جديد از هر طريقي، گاهي معصيت، چشم، گوش!!!! مدتيه بدجور درگير اين مسايل و ارتباط اين كلمات شده ام. اگر مي‌تونين كمكم كنين.

 

يا حق


 
پژوهشي در زندگي مذهبي جوانان
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۸   کلمات کلیدی:

سلام

چند روز پيش يهو وسط كار پروژه كارشناسي هوس كردم برم سر كتاب‌هاي قديمي بابام. راستش اينجوري كتاب خوندن رو خيلي دوست دارم. كلي كتاب هست كه از لحاظ آموزشي مي‌دونم كه خيلي بدرد بخورن و هنوز تو ليست انتظار هستند. ولي هميشه دوست دارم يك كتابي رو باز كنم و بخونم كه هيچ قضاوتي دربارش ندارم. البته خيلي وقتا كتابه دره پيتي در مياد. ولي اگه 10 درصد هم مطلب باحال داشته باشه، خيلي مي‌چسبه....

خلاصه، يه كتابي بود به نام " پژوهشي در زندگي مذهبي جوانان" نوشته سيد محمد تقي ميرابوالقاسمي(تا حالا اسمش رو هم نشنيده بودم!!!)  منتشر شده در خردادماه 1351

موضوع كتاب، دقيقاً تحليل يك مطالعه ميداني بود بين 400 جوان 15 تا 25 ساله بود كه تو سال 1350 انجام شده بود.  يه سري سوال داده بود به ملت كه جواب بدن. براي مثال پرسيده بود:

اگر به كتاب‌هاي ديني علاقمنديد مهمترين آنها را كه تاكنون مطالعه كرده ايد نام ببريد.

يا

چه كساني موضوعات ديني را به شما آموخته اند؟(خانواده، مدرسه، روحانيون، هيچكس)

يا

دوستان شما بيشتر از چه كساني و با چه تمايلاتي انتخاب مي‌شوند؟(درس‌خوان، مهربان، هنرمند،سياسي، ورزشكار، بذله‌گو، عياش)

يا

آيا با مذاهب و اديان ديگر آشنايي داريد؟

يا

آيا مايليد با كسانيكه تمايلات ديني دارند معاشرت كنيد؟

يا

آيا با اجراي برنامه ديني در مدارس موافقيد؟

يا

آيا دين را مفيد به حال بشر مي‌دانيد؟

يا

به نظر شما آينده دين چگونه خواهد بود؟

يا

از ميان شخصيت‌هاي معروف جهان كدام گروه يا چه كساني را بيشتر دوست داريد؟ (شعرا، فلاسفه، رهبران ديني، سياستمداران، هنرپيشگان، ورزشكاران، دانشمندان، انقلابيون، هيچكس)

و آخرين سوال

احساس مي‌‌كنيد چه قسمت‌ از مباحث ديني برايتان مبهم و يا غير قابل قبول است؟ (همه آن، هيچ قسمت، معاد، آفرينش، خدا، امام زمان، معجزات، روح، عدل، ...)

 

خيلي دوست‌داشتم كه مي‌تونستم اين پرسشنامه رو بين حداقل 200 نفر در جامعه خودمون در حال حاضرپخش مي‌كردم و نتايج رو با اون موقع مقايسه مي‌كردم. نتايج اون موقع كه خيلي عجيبه! مثلاً در سوال آموزش مذهبي در مدارس، نيمي از افراد اينگونه آموزش‌ها را مضر دانسته بودند. نمي‌دونم امام خميني چه‌جوري تو يك چنين جامعه‌اي حرف از حكومت ديني زده بود!!!!

 

اگه دوست داشتين به اين سوال‌ها پاسخ بدين... فعلاً مواظب خودتون باشين.. يهو دين زده نشين

 

*********************************

 

پ.ن: پارسال الآن تو مكه بودم... از كما هم اومده بودم بيرون!!! خدا چه ساعاتي بود. دقيق رگ گردنم رو احساس مي‌كردم.  اللهم الرزقنا...

يا حق