«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

خمير مايه ای رنگ و رو رفته
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

یا راشد

زمانی می رسد که انسان تازگی و طراوت روزهای جوانی را ندارد. البته می دانی که جوانی نسبی است. پس این حال برای کسی از ۲۳ سالگی شروع شده و برای دیگری ۳۲ سالگی، ولی داستان این است که بالاخره همه آن را تجربه می‌کنند. روزهایی بود که خواندن نماز صبحی دست و پا شکسته، با نیتی خواب آلوده و تسبیحاتی زیر پتو، چنان روحش را نوازش می داد که هر صبح با انرژی تر و شاداب تر از صبح پیش، به مبارزه با تقدیر خود می پرداخت. زمانی بود که تمام غم های دنیا، به لحظه ای نگاه بر آیات قرآنش، رنگ می باختند. راشد جان این لحظه ها کجایند؟

آیا ما گم شده ایم یا بیشتر فراموش شده ایم؟!

آیا ما گم کرده ایم یا همان فراموشی است که از ما سر زده است؟!

راشد جان، این را می دانی که بچه کوچک که دستش را از دست پدر و مادرش در بیاورد، گم می شود. جالب این است که بچه هم با عقل ناقص خودش فکر می کند که والدینش گم شده اند؟!!!

راشد جان، هوای ما را داری؟ من هنوز تاتی کردن یاد نگرفته ام، اگر هم زمانی بلد بودم، الآن اعتراف می کنم که نسبت به فکر در حال تغییرم بدجور عقب مانده ام...

یا مقلب القلوب و الاحوال - حول حالنا الی احسن الحال

یا حق


 
آقا جان دیگر کارشان به جایی رسیده به خانه شخصی شما هجوم می آورند.خداااا
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٥   کلمات کلیدی:
سامرا تنها یک مقبره نبود
 
جای مرتفع
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢۱   کلمات کلیدی:

گاهی آدما به جایی می‌رسند که فکر می کنن حقشون نبوده. می‌تونند اون جایگاه رو رها کنند و بگذارند بروند پی کارشون، یا اینکه بایستند و مقاومت کنند و هر چه در توان دارند بگذارند.

رها کردن پست مثل یک حالت غیر موثره. اصلاْ معلوم نیست که دیگری کار رو بهتر از تو انجام بده. تو می‌تونی تمام تلاشت رو بکنی و حداقل گند نزنی!!

اما گاهی انسان‌ها اعتقاد دیگری دارند. آقای بهاء الدینی به خیلی از بجه ها نصیحت کرده بودند که تا وقتی که خودتون رو از لحاظ علمی و معرفتی نساختین، نروید اون بالاها بشینین  .  

پ.ن: من قرار نیست فعلاْ در هیچ مقام مرتفعی بشینم، خیالتون راحت

یا حق


 
شيرينی باشه برا بعد از معلوم شدن گرايش
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱   کلمات کلیدی:

آره دیگه ! دسته پیش میگیرم که پس نیوفتم !!!

نتایج کنکور ارشد بالاخره اومد. بر اساس درصدهایی که گرفته بودم باید رتبه زیر ۱۰۰ تو گرایش علوم اقتصادی (ضریب ۴ خرد و کلان) می‌آوردم که نشد. رتبه آم شده ۱۳۳.

اما تو گرایش اقتصاد و تجارت الکترونیک شدم ۴۱

یعنی به احتمال بالا روزانه قبول میشم. در بدترین شرایط که یه سری بیکار برای گرفتن حال من بعد از شریف و روزانه های دیگه بیان و این رو پر کنند مجبور میشم شبانه همین رو بخونم !!

جالبه کنکور سیستم مدیریت بهره‌وری که هیچی نخونده بودم رتبه ام شده ۱۰۲!!!! یعنی شبانه قبول میشم :ی

امروز با میثم که از رفقاست که ارشد اقتصاد می‌خونه قرار گذاشتم رفتم دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران. عجب جایه با صفایی بود. کلی مستقل و با حال بود. به تنهایی کله دانشکده برق ما رو می‌خوابوند!!! ببینیم آخر و عاقبت ما چی میشه..

یا حق