«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

ضربه فنی
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢۸   کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستان.

وقتی بفهمی یکی از دوستات که نقش استادی برات داره، در شرف ازدواجه و این خبر رو کاملاْ غیر منتظره بشنوی! خوب آدم بد جور سورپریز میشه دیگه. مخصوصاْ اگه بعد از یه عملیات سنگین روحی روانی این خبر رو بشنوی، احتمالاْ دیگه ضربه فنی میشی!!! من اینجوری شدم. لشکر جان، ایشالا عاقبتت به خیر بشه و تو این دنیا هم خوشبخت بشی.

اینم یکی از عوامل ضربه فنی بود:

با یادت سرمستم تو ای نگاه آسمانی                      یادم کن تا هستم ای امید زندگانی

 

تا به هر ترانه؛ می کشد زبانه؛ شور عاشقانه من

حال دل می گویم با زبان بی زبانی

 

هر لبخندت؛ با من گوید؛ دل مده به دست من در این عالم

بنشین با عشق تا گل روید زین شب خزانی

 

تا که از نگاه تو نور شادی می بارد               دل ز مهربانیت شور و شادی ها دارد

 

با تو خزان من بهاران؛ با تو شبم ستاره باران از نور افشانی

چه بخواهی؛ چه نخواهی؛ دل عاشق؛ ره تو پوید به هر نشانی

 

دل و جان سر مست از شوق نگاه تو؛ همه جا حیرانم دیده به راه تو

که بدین روح افزایی، زیبایی، رویایی چون بهشت جاودانی

 

چه شود گر بازآیی؛ چون نفس باد سحر؛ می رسدم جان دگر؛ دیده کشد سوی تو پر؛ همسفرم شو که می توانی

 

پرو بالم را با دیدارت کی بگشایی؟               تب و تابم را با لبخندت کی بنشانی؟


 
فلج موضعی
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٧   کلمات کلیدی:

سلام

تا حالا شده صبح که از خواب پا میشین ببینین دستتون بدجور خواب رفته؟ به طوری که بعد بیست سی ثانیه تازه حس پیدا کنه؟

تا حالا شده صبح که از خواب پا میشین ببینین روی پا تون نمی تونین وایسین؟

۴ شنبه هفته قبل یعنی ۱۰ مرداد روز جالبی بود. صبح که تو شرکت حالم بد شد و رفتیم بیمارستان آتیه و یک سرم زدم . ۱۷ تومن پیاده شدم. بعد رفتم خونه و ساعته ۶ خوابیدم.

ساعته ۱۰:۳۰ موبایلم زنگ زد. تا اومدم از تخت بیام پایین پام خالی کرد و خوردم زمین.

سینه خیز رفتم و تلفن رو برداشتم. این حالت فلج در عرض ۱۵ دقیقه باقی موند و بعد تبدیل شد به یک خواب رفتگی مفرط که ۵ تا ۶ ساعت طول کشید.

از اون شب تا شنبه صبح تو بیمارستان همه جور آزمایش ازم گرفتن که همش می گفت من سالمم. فقط تو آزمایش خونم دیدن پتاسیوم خونم کلی بالا رفته که این ها هم اثر همونه.

به هر حال خدا رو شکر الآن سالمه سالمم.

از محبت دوستان هم کلی ممنون.

یا حق


 
کتاب راه پرواز
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٧   کلمات کلیدی:
سلام به همه دوستان
به اطلاع دوستان وبلاگی و خوانندگان وبلاگ راه پرواز می رسانم که با توجه به هک شدن سایت پرشین بلاگ به این نتیجه رسیدم که مطالب و کامنت های این وبلاگ را از خطر از بین رفتن نجات دهم. لذا با جمع آوری مطالب این وبلاگ، کتابی با 200 صفحه مطلب از خود پست ها و کامنت ها بدست آمد.
دوستانی که این کتاب را مفید می دانند و تمایل دارند یک نسخه از آن داشته باشند، می توانند با من تماس بگیرند یا به من ایمیل بزنند.
هزینه پرینت، طلق و فنر در حدود 3000 تومان می شود. تا یک هفته دیگر فایل PDF اون رو هم آماده می کنم. کسی خواست ایمیل بزنه به من براش بفرستم. حجمش حدود 1.8 مگابایت میشه. البته به نظر من هیچی کتاب نمیشه.
برای شخص خودم که بسیار یادگاری خوبی بود و کلی ذوق کردم.
موفق باشین. یا حق