«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

گزارش مستقیم از کافی نت جلوی حرم امام رضا
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩   کلمات کلیدی: مشهد

سلام

پریروز با یه ماشین فولکس استیشن اومدیم مشهد. حالا هم اومدم سر کوچه تو کافی نت سر بازار سر شور. ساعتی ٨٠٠ تومن ناقابل!

اینجا هیچ خبری از درس و دانشگاه و کار و این حرفا نیست. حتی از مجله های همشهری هم خبری نیست. فقط کتاب و فیلم تو لپ تاپ!

الآن اومدم نامه انصراف خاتمی و بیانیه های دیگه رو خوندم. دارم به این فکر می کنم که خدا کنه کروبی و میرحسین اعتلاف نکنن تا فضا کاملاً دو قطبی نشه. بنظرم رای طرفدارای کروبی بیشتر از اینکه به صندوق میرحسین بره، میره سمت احمدی نژاد. امیدوارم با عدم اعتلاف این دو تا یه اصولگرای معتدل هم بیاد به عرصه. کلاً انتخابات عجیبیه! کلّی برام جالبه.

من ایدم اینه که یک نفر بیاد که ایران رو به عزت برسونه! اصلاً طرفدار براندازی این نظام نیستم. اعتقادم اینه که این ساختار با همین ولایت فقیه بهترین ساختار برای رسیدن کشور به توسعه در عین حفظ استقلاله. بزرگترین مشکل مملکت ما از نظر من نبود سیستم های کنترل عملکرد (مالی و اجرایی، میزان کارایی و اثربخشی) از یکطرف و عدم شفاف سازی در دولته. این رو همه جا میشه دید. مثلاً بیشتر تو قوه قضاییه، شرکتهای دولت ساخته، موسسات فرهنگی و ...

از نظر من آی تی یکی از زیرساخت هاییه که به برطرف کردن هر دو مشکل به شدت کمک می کنه. ولی متاسفانه دولت فعلی نه توانایی بکارگیری اون رو داره و نه فهم اهمیت این زیر ساخت رو. به نظرم تو سیاستمداران فعلی قالیباف بیشتر از بقیه این رو می فهمد.

نکته مهم دیگه اینه که جامعه ما به آرامش نیاز داره. هر کسی که میاد اینو نباید فراموش کنه. آرامشی که مردم مدام در اضطراب نباشن. دیشب بخشی از مصاحبه باراک اوباما با فاکس نیوز رو قبل از انتخاباتشون دیدم. اونجا مجری صهیونیست برنامه از اوباما پرسید دشمنان فعلی آمریکا رو نام ببرد. او هم فقط القائده و طالبان رو گفت و هیچ حرفی از ایران و حزب الله نزد. مجری هی اصرار کرد که ایران رو جا انداختی! اون هم گفت که اتفاقاً ایران یکی از دوستان عمده ما است major friend . کلی هم از فرق شیعه و سنی گفت و اینکه بیشتر مشکلات ما با سنی ها بوده و نه با شیعه ها!!!!!!!! من که کلاً کف کرده بودم. البته رفتار الانش خیلی فرق می کنه که نشون میده اون شورای سیاستگذاری آمریکا افراد رو بازیچه می کنه. حالا می خواد یه آدم روشن مثل اوباما باشه یا یه آدم احمق مثل بوش!!!

پ.ن: ارزو می کنم که هممون زیر سایه آقا علی بن موسی الرضا باشیم و عاقبتمون ختم بخیر باشه.

 

یا حق

 


 
دارم میرم مشهد برای سال تحویل 88
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی: مشهد ،عیدی ،همشهری

سلام

  • ایول امین خیلی کامنت باحالی برام گذاشته بودی. اینجا! اینکه یه مدرسه تو ایران پیدا بشه بنام مجازی من خیلی بهم حال داد!!
  • امروز کارهام رو توی شرکت سرمایه گذاری بین ساعت ۶ تا ١٠:٢٠ دقیقه صبح راست و ریس کردم و اومدم همشهری. الآنم دارم راه میفتم برم میدون انقلاب شرکت خودمون. احتمالاً تا ٩ شب هم اونجا گیرم. فردا صبح علی الطلوع هم عازم مشهد هستیم (انشاءالله)
  • پارسال سر سال تحویل تفعلی که زده بودم اونقدر تبشیری بود که خودم هم error دادم!!
  • همین دیروز هم دوباره رفتم سراغ اون آیه ها و دیدم خیلی بیشتر از اینکه فکرش رو هم بکنم جالب بوده! حیف که عادت قران خوندنم رو از دست داده ام! ایشالا تو این سفر یه دلی از این کمبود معنوی در بیارم.
  • امروز تو همشهری بهمون عیدی دادند. 2 تا فیش 10 هزار تومانی رستوران بوف!! بازم بی از هیچی! تو شرکتای قبلی که همینم به ما نمی دادند!!
  • بعضی ها وقتی می خواهند زرنگ بازی دربیاورند قیافشون خیلی شبیه احمق ها میشه! مثلاً وقتی یه کاری رو برای رفیقتون با نصف قیمت بازار انجام میدین و بهش 240 تومان قیمت میدین، اونوقت میاد و باهاتون چونه میزنه که ازش 150 بگیرین فکر می کنین قیافش چه شکلیه!!
  • هر چه می گذره از حسابداری مدیریتی یا حسابرسی بیشتر خوشم میاد! الکی نیست که اکثر شرکت های بزرگ مدیرشون حسابدار بوده قبلاً!

 

یا حق

 


 
یه روز جدید - باز هم به نام خدا
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤   کلمات کلیدی: روزنوشت

سلام جدید

امروز شنبه ١۶ ربیع الاول مصادف با ٢۴ اسفند ٨٧ هستش . البته می دونم اون بغل خودش تاریخ داره! بیشتر برای یادآوری به خودم گفتم.

دیروز آزمون تولیمو دادم و منتظر اعلام جواب هاش هستم. تقریباً بدون هیچ آمادگی قبلی رفتم سراغش و میخوام ببینم اوضاعم چطوره!!

دارم تو دفتر طرح و برنامه همشهری تو طبقه هشتم ساختمان کریم خان پشت میزم کارهام رو راست و ریس می کنم.

روزهای فرد میرم شرکت خودمون که تازگی ها رفته میدون انقلاب. اونجا شاید وقت بیشتری براینوشتن داشته باشم.

 

یا حق