«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

فکر شلوغ
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱۸   کلمات کلیدی:

سلام

جناب دوست . من بدليل توجهی که به مطلب شما داشته ام سيستم ذهنم کاملاْ به هم ريخته .  اگر به طور عادی ۵ درصد مغز به اون بايد اختصاص بکنه .. مخ من با ۵۰ درصد از توان خودش با اون درگير ميشه....... ولی بازم گاهی گند ميزنه.

راستی يه چيز ديگه.

اگه جای من بودين چه می کردين؟

خواب ميبينيد که بهترين دوستتون توی يه دردسر بزرگ افتاده.  شما چون از بيرون اون رو ميبينيد فکر می کنيد شايد خودش متوجه نباشه...... تازه مطمئن ميشويد که خوابتون راست بوده...... چند روز در گيری ذهنی براتون ايجاد ميشه که بی خيالش شم يا يه کاری بکنم... سر آخر به اين نتيجه ميرسين که يه جوری که نه سيخ بسوزه و نه کباب قضيه رو مطرح کنيد ... خب اگه اشتباه کرده باشم  تموم ميشه خياله منم راحت ميشه. اگه واقعی باشه خب جريان رو کامل براش تعريف می کنم.

ولی مشکلات زياد.. اول اينکه شايد اصلاْ مطلبتو با ديد قبلی ببينه .

دوم اينکه    توی پارادايم ذهنی خودش گير کرده باشه .

سوم اينکه احساس کنه به حريم شخصی اش تجاوز می کنی و....

 

نکته ی ديگه اينکه اين دوست با اون دوست قبلی کاملاْ دو تا هستند... اينجوری بگم که من به مسايل خيلی ها فکر می کنم . حتی به مشکلات خود تو!!!

يا حق