«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

اندر احوالات شيخ دو دره
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٩   کلمات کلیدی:

سلام

 

 

تو اين دوره زمونه، هركي سرش شلوغ‌تر باشه ميگن كارش درست تره!!! ديگه داره از دست اينجور سر رو شلوغ كردن حسابي كلافه ميشم. ترجيح ميدم سرم رو خلوت كنم.

قبلاً كلي برنامه‌ريزي كرده بودم كه از اول تابستون بشينم و براي كنكور اقتصاد و سيستم بخونم. كه اگه تونستم رتبه خوب بيارم و همين دانشگاه شريف خودمون ارشد رو بخونم!!!(زهي خيال باطل!!!)

تنها كاري كه تو اين مدت نتونستم بكنم اين بوده كه بشينم درس برا ارشد بخونم(گريه)

آخه يكي نيست به ما بگه: " بچه، اون رتبه اي كه تو ، تو كنكور آوردي مال خودت نبود كه!! ماله مدرسه بود كه آدم‌هاي دودري مثل شما رو مي‌نشوندن دور هم ميگفتن كه مثلاً الآن بايد 20 صفحه ادبيات بخوني بعدش هم 50 تا تست ازت مي‌گرفتن و تو هم مثلاً 40 درصد مي‌زدي، ولي چون همه همونقدر زده بودند ضربه روحي نميخوردي و ادامه مي‌دادي!!"

خداييش اينطوريه. الآن تا ميشينم پشت ميز و 1ساعت درس ميخونم ميبينم فقط 5 صفحه جلو رفتم (مثلاً اقتصاد خرد) بعد از 3 ساعت هم ميام 20 تا تست ميزنم ميشه 30 درصد. اونوقت كلاً برجكم ميخوره و دفتر كتاب رو ول ميكنم يا ميام اين اينترنت زاقارت!!! يا ميشينم 2 ساعت فيلم ميبينم خستگيم در بره!!!

فكركنم اصلاً به ما نيومده ارشد بخونيم.

ميگن طرف قر تو كمر گير كرده دنبال بهونه مي‌گرده! ما هم هي مي‌خواستيم درس رو بپيچونيم، تا گفتن پروژه‌ي تحليل سيستم و طرحريزي خوشگل 3هفته كلاً كتاب هاي ارشد رو جمع كردم!!! خدا به خير بگذرونه، الآن كه دارم به اميد كنكورهاي پارسه كه از مهر شروع ميشه سرسري طي مي‌كنم. مثلاً اون‌موقع جدي بخونم ولي نميفهمم كه تا اونموقع حد اقل 2ماه رو از دست ميدم!! نمي‌فهمم ديگه، شايد مجبورم، مي‌فهمي مجبور!!!!

اين فايله هم دانلود شد، بريم دنبال باقي كارا.

خداجون يه ناز شستي نشونمون بده حساب كار بياد دستمون… يا حق