«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

شب پنجشنبه
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٦   کلمات کلیدی:

سلام

داستان ما هم داستان غریبیست!

این هفته دچار سرماخوردگی عجیبی شدم! بعد چند نفر بهم گفتن که آدم که سرما می‌خوره باید بخوابه! همین دیگه. تقریباْ کاراییم نصف شد. تا خوابم می‌گرفت زودی می‌خوابیدم. یعنی روزی حدوده ۱۰تا۱۱ ساعت. الآنم برای کنکور جمعه اصلاْآماده نیستم.

البته نمی‌دونم شایدم بخاطر در اومدن اسمم تو روزنامه جام جم  شنبه بود که جزو ۵۰ امتیازی های پارسه اسمم رو زده بودن! به خودم که مراجعه می‌کنم می‌بینم که کلی ذوق کرده بودم!! خاک بر سر من که جنبه ندارم! خیر سرم می‌خواستم برا رتبه یک بخونم!!!!!!

****************************************

تا حالا احساس بی‌عرضگی از نوع حاد کردی؟

یه دودو تا چهارتا کردم دیدم تو این چند وقته هر وقت تو موقعیت آزمایش و امتحان الهی قرار گرفتم همچین دودستی چسبیدم به اون نمره صفره!! (شانس آوردم که نمره منفی نداشت)

هر کسی نسبت به یه چیزی دست و پاش میلرزه. جالبه که خودمون هم می‌دونیم چیه. ولی هر دفعه یه توجیه براش پیدا می‌کنیم!!!!!!!!.. بعضی وقتا حالم از خودم بهم می‌خوره.

خیلی دعام کنین. شاید دعای شما منو درست کنه.....

یا حق

پ.ن: دوستان لطف داشتند و من رو به بازی شب یلدا دعوت کردند. از اونجایی که دیر این دعوت به دستم رسید و فکر می‌کنم جذابیتش باید بمونه برای همون شب یلدا ترجیح میدهم تا بماند برای سال بعد. از امین جان و خانم علاقبند هم هوار تا ممنون.