«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

شايد آخرين پست ۸۵
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی:

سلام

چند شب بیشتر به پایان سال ۸۵ نمونده. این یعنی یک سال دیگه گذشت و یکسال دیگه بزرگ شدیم و کم کم یکسال دیگه پیر شدیم. قدیم تر ها که کم سن و سال تر بودم با اومدن بهار کلی ذوق می‌کردم که آخ جون یکسال بزرگتر شدم و به عبارتی آدم‌تر شدم! اما الآن وقتی که بهار میاد فکر می‌کنم که یکسال پیرتر شدم!!! حالتم مثل توپیه که از بالای تپه ول شده بوده و ذوق و شوق داشته که به مرکز دره برسه، ولی حالا که رسیده داره از اون رد میشه! ولی هنوز دوست داره که تو دره بمونه!!!! (اگه نگرفتین خیلی گیر ندین ، این علی هنوز آدم نشده!!)

امشب داشتم یه فیلم می‌دیدم که خیلی باهاش حال کردم. اولش اصلاْ چنین توقعی از بازیگراش نداشتم. بن افلک و جنیفر لوپز رو قبلاْ توی فیلم مذخرف Gigli دیده بودم.  اما این بار توی فیلم Jersey Girl به تحقیق ترکونده بودند(به عربی میشه «قد ترکوندن» ) یه فیلم خانوادگی خوب و قابل تحسین. (البته نشینین با بابا مامانتون ببینین ها!!! اول خودتون ببینین :ی )

حالا که حرف فیلم شد یه چیز جالب. داشتیم با دوستم «کرگدن تنها » درباره فیلم ها و بازیگرها حرف می‌زدیم. اون از بین فیلم‌های مورد علاقه من حدس زد که من از طرفدارهای جولیا رابرتز هستم! بعد از این داستان کلی به این قضیه فکر کردم که آیا ناخودآگاه من از خصوصیات این آدم خوشم میاد یا نه؟!!! بعد از مدتی که بهش فکر کردم به این نتیجه رسیدم که انگار درسته. خصوصیاتی که اون داره و حتی هر انسان دیگه ای که تا حدی خصوصیات اون رو داره در نظر من جذاب به نظر میاد!! این از نظر خودم خیلی جالبه. البته هنوز نتونستم فاکتورهای این جذابیت رو غیر از دو سه تاش رو شناسایی کنم. شما فکر می‌کنین خصوصیات جولیا رابرتز چیاست؟ (منظورم غیر از خصوصیات و جذابیت های مستقیمه جنسیه !!!!!)

ما داریم دوشنبه میریم مشهد. ایشالا اگه سالم برسیم تا ۶ فروردین اونجاییم. بعدش هم میریم شمال. ایشالا میریم بابلسر. اگه شد خوشحال میشم تو عید ببینمتون. خواستید همینجا کامنت بزارین. راستی مشهد همتون رو دعا می‌کنم. از اونجا حتماْ اینجا رو آپ می‌کنم.

این روزها چقدر از دست شیطان رجیم به خدا پناه می‌برم!!! هر روز بیشتر از دیروز. این جمله چقدر آرامش بخشه. هر وقت احساس خطر کردین با تمام وجود بگینش. بعد احساس می‌کنین که چه معجزه ای می‌کنه.

دوباره رفتم سر کار. همون پروژه تدوین نظام جامع صنعت فرش کشور. قبل عید احتمالاْ ۲۵ ساعت رو پر می‌کنم. خیلی پروژه جالبیه. دوستش دارم. احساس می‌کنم دارم به درد می‌خورم. جالبه که اونجا همه به من به چشم یه آدم باتجربه نگاه می‌کنن!!! آخه بابام ۲۰ ساله تو کاره صادرات فرشه (خوب چه ربطی به من داره !!! :ی )

راستی این شرکته دنبال نیروی انسانی جدید برا اونور عید می‌گرده. هرکدوم از دوستان که تمایل دارند تو پروژه های پژوهشی شرکت سامان تدبیر کار کنند می‌تونند رزومه شون رو برا من ای میل کنن. حال چه مدیریتی باشند و چه صنایعی و چه اقتصادی.

امسال خیلی ها رو اذیت کردم. از جمله س.س.ع، م.ا، س.ح، ر.د، ح.ش و خیلی های دیگه. ازشون معذرت می‌خوام و امیدوارم من رو ببخشند. بابت همه کارهایی که کردم و برخوردهای احمقانه‌ای که داشتم. بابت خودبینی ها و خودمحوری‌های خودم. اونا به بزرگی خودشون ببخشند ایشالا. این بچه واقعاْ در انجام کار بد تعمدی نداره. ولی خوب بچه است دیگه .. نمیفهمه :ی

دعاش کنین.

یا حق