«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

خون بازی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٧   کلمات کلیدی:

میگن آخر اعتیاد میکشه به اینکار. البته این خیلی ربطی به این فیلمه نداره. معتاد در بدترین شرایط به تزریق روی میاره. اونایی که خیلی اوضاشون خرابه و مایه تیله ای ندارن و فقط یه سرنگ دارن، شروع می‌کنند با این سرنگ، هی خونشون رو می‌کشند تو سرنگ و دوباره به خودشون تزریق می‌کنند. همین احساس فشار ورود خون و تا حدی هم اثر تزریق‌های قبلی اگر سرنگ مستعمل باشد احساس خوبی رو به معتاد میده.

یکی از دوستانم می‌گفت به نظر من بهترین حکم برای معتادها اعدامه. چون کسی که اراده‌اش رو از دست بده دیگه انسان نیست. دقیقاْ انگله. نه فقط خودش رو بلکه هر کسی که باهاش سر و کار داره و اول از همه زن و بچه اش رو از بین می‌بره. خیلی دوست داشتم زمان حضرت علی هم از این جور اعتیادها پیدا می‌شد ببینیم باهاشون چیکار می‌کرد!!

اگر چه من به هیچ نوع بنگی کرفتار نیستم ولی هیچوقت نمی‌تونم خودم را بالاتر ببینم. هزار و یک چیز هست که من در مقابل اونا از خودم اراده ندارم. همیشه برای کاری که وقتش نیست حال ندارم و مدام وقتم رو سر کارهای بی‌اولویت صرف می کنم. نمی‌دونم چرا ولی از این کارم احساس ناراحتی ندارم. احتمالاْ خیلی پوستم کلفت شده.

در برابر دژخیم بی رحم اعتیاد تنها چیزی که می‌تونه تاثیر بزاره ایمانه . حالا این ایمان می‌خواهد به خدای کریم باشه یا به هرچیز از این جنس. ساختار وجودی انسان طوری طراحی شده که در کوتاه مدت حتی با توهم هم همون اثری رو میده که میشه با ایمان واقعی بهش رسید. ایمان برای انسان تعهد میاره و تنها چیزی که می‌تونه شاخه‌های خشک درخت اراده رو دوباره آبیاری کنه همین تعهده. تعهد اول در برابر خود و بعد در برابر آن دلیل.

حتی اگه سارا برای سامان دادن زندگی متلاشی شده پدر و مادرش که سالها بود از هم طلاق گرفته بودند، آخر فیلم خونبازی موفق می‌شد که ترک کنه من تعجب نمی‌کردم. چون به قدرت عشق که شعبه ای از ایمانه ، ایمان دارم.

عید همتون مبارک.

خبر آمد خبری در راه است ....

یا حق