«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

 
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٤   کلمات کلیدی:

السلام علی الحسین

 

هیچوقت فکر نمی کردم کارم به جایی بکشه که به خاطر درگیری های فکری به زیر سرم برم و 5 تا آمپول بخورم. دیگه نوبرشه . کلی لاط بازی واسه عالم و آدم در میاریم آخرشم وقتی میریم دکتر میگن معده درد عصبی گرفته ای ( بهش IBS میگن ، مثل IBM  کلاس داره) تازه این اولشه فشارمو که گرفتن دیدن 9 رو 5، دکتر ترسیده بود گفت بخاطر درسه؟ خانوادگیه؟ ... کلی تو دلم بهش خندیدم . بیچاره این جوریش رو تو 21 سال طبابتش ندیده بود.

بابام میگه بگو چته آروم میشی .. میگم اگه میشد که زود تر می گفتم. میگه اگه یکی رو پیدا کنی باهاش حرف بزنی آروم میشی. منم گفتم دارم دنبال همون چند تا آدم می گردم. ولی هنوز فکر میکنم این کفاره ی گناهاییه که تا حالا مرتکب شده ام .. اگه اینطوره پایه ام تا اونجا که میشه باشمو درد بکشم.

 

ماهم هر کاری می کنیم یه جور دیگه اثرش رو می بینیم ، اول گفتیم نخواهد شد ، بعد گفتیم نباید میشد.

بعد گفتیم یه کاری بکنیم این 100 درصد گیر، بشه 50 درصد و تقسیم بشه ، بدبختی، حالا با 200 درصد روبرو شده ام .... شبم رفتم دکتر فشارمو بگیره گفت مگه تو فشارت صبح پایین نبوده پس چرا الان 16 رو 11 هستش؟ چته؟( فشار خوب 12 رو 8)

 

از اون ورم که کارهای انجمن شده نورعلی نور . آخه یه جنازه چه قدر کار میتونه بکنه؟   خدا بخیر بگذرونه.

 

راستی مقدم مهمان جدیدمون GOLALAK  را هم گرامی می داریم. شاید پیچیده رو یه ذره فهمیده باشی.

 

یا حق

 

بر مشام آید بوی جدایی                 حاجی زهرا شد کربلایی

 

قلب  زهرا شد  در  نوا                 حسین  رسید  به  کربلا