«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

دارم میرم مشهد برای سال تحویل 88
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی: مشهد ،عیدی ،همشهری

سلام

  • ایول امین خیلی کامنت باحالی برام گذاشته بودی. اینجا! اینکه یه مدرسه تو ایران پیدا بشه بنام مجازی من خیلی بهم حال داد!!
  • امروز کارهام رو توی شرکت سرمایه گذاری بین ساعت ۶ تا ١٠:٢٠ دقیقه صبح راست و ریس کردم و اومدم همشهری. الآنم دارم راه میفتم برم میدون انقلاب شرکت خودمون. احتمالاً تا ٩ شب هم اونجا گیرم. فردا صبح علی الطلوع هم عازم مشهد هستیم (انشاءالله)
  • پارسال سر سال تحویل تفعلی که زده بودم اونقدر تبشیری بود که خودم هم error دادم!!
  • همین دیروز هم دوباره رفتم سراغ اون آیه ها و دیدم خیلی بیشتر از اینکه فکرش رو هم بکنم جالب بوده! حیف که عادت قران خوندنم رو از دست داده ام! ایشالا تو این سفر یه دلی از این کمبود معنوی در بیارم.
  • امروز تو همشهری بهمون عیدی دادند. 2 تا فیش 10 هزار تومانی رستوران بوف!! بازم بی از هیچی! تو شرکتای قبلی که همینم به ما نمی دادند!!
  • بعضی ها وقتی می خواهند زرنگ بازی دربیاورند قیافشون خیلی شبیه احمق ها میشه! مثلاً وقتی یه کاری رو برای رفیقتون با نصف قیمت بازار انجام میدین و بهش 240 تومان قیمت میدین، اونوقت میاد و باهاتون چونه میزنه که ازش 150 بگیرین فکر می کنین قیافش چه شکلیه!!
  • هر چه می گذره از حسابداری مدیریتی یا حسابرسی بیشتر خوشم میاد! الکی نیست که اکثر شرکت های بزرگ مدیرشون حسابدار بوده قبلاً!

 

یا حق