«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

 
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٠   کلمات کلیدی:

سلام

امروزعید غدیر بود ...ما هم که همیشه تو این روز کلی آدم میان عید دیدنیمون..خوب بالاخره سیدیم دیگه!!!

پارسال که نتونستم خونه باشم ( مشهد بودم) مامانم کلی شاکی شده بود. وقتی فهمید امسالم دارم میرم مشهد کلی شاکی شد. اوایل بابام میگفت بروزیارت و خیالت راحت.   ولی یهو سه شنبه ایه گفت نباید بری!!!! اینجا بود که فهمیدم کاسه ای زیر نیم کاسه است....برا همون نیم کاسه هه مجبور شدم سفرم رو نیمه کاره رها کنم و با هواپیما زود بر گردم . شنبه ساعت 4 صبح پروازمون به زمین نشست . ماهم که از ساعت 8 مهمان ها مون میاین ..فقط درک کنید الان چقدر خسته ام... راستی نیم کاسه هه . قرار بود تجربه اش کنم ولی نشد... البته به دلایل ظاهری!!  ولی فکر کردن بهش هم جالب بود .... ولی اینکه آدم نتونه با دوستاش در مورد نیم کاسه اش حرف بزنه خیلی سخته ها

 

راستی معمولاً بچه ها تو وبلاگاشون شعر های قشنگ قشنگ میزارن... از اونجاییکه من sense of humor   زیادی ندارم و حاله کلاس گذاشتن و از رو کتاب نوشتن رو ندارم به یکی از سرود های مدرسه قناعت میکنم:

غدیر اگرچه شادم..........نمی رود ز یادم ........شقایق فداکار .... قلم ز میخ دیوار .... ز خون مرکبی ساخت ... نوشت نام کرار

 

راستی به سرور و آقای خودم هم روز ولايت و اين بزرگترين اعياد را تبريک می گويم... انشا اله جمعه ی بعد....يا حق