«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

محبوب قلب ها
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٩   کلمات کلیدی:

سلام

امروز رفته بودیم وزارت کشور تو جشن "سلام خاتمی" شرکت کنیم. گزارش ما وقع نمی خوام بگم فقط همین که روز به روز علاقه ام به این سید خندان بیشتر میشه... از این که دیدم خاتمی تو جو کف و سوت ها گیرنکرده خیلی خوشحال شدم ، به جای اینکه بیاد و از جو جوان برنامه با یه سری حرف های احساس برانگیز استفاده کنه اومد و یه چهل دقیقه حرف حسابی ،تحلیلی و بدردبخور زد، البته ملت خیلی خسته بودند ولی بازم گوش کردند.باز هم گفت از مرگ حرف نزنین.... باز هم از آزادی بیان گفت. جالب اینکه یکی وسط جمع داد زد اکبر گنجی چی؟؟ خاتمی هم یه جوری که می خواست از زیرش در بره گفت  ما خیلی بخاطرش تلاش کردیم ولی اون خودش کار و خراب می کنه(تقصیر خودشه)........... خاتمی کلی از امام خمینی کبیر یاد کرد. از اسلام واقعی گفت . از اسلام متحجر گفت. از حکم اعدام گفت.. از ترور ها گفت....... بماند.

این همه برای اصلاحات مردم مایه گذاشتن ما هم  حدود 150 تومن  ازمون بلند کردن........ بعد از برنامه دیدیم کیفمون رو از تو صندوق عقب ماشین بردن. ( MP3 Player  که تازه خریده بودم هم باهاش رفت........ قسمت بوده که ما دلبسته مال دنیا نشیم؛ حتی همین قدر)

یه شعر هم نوشته بودم که تو کیفم بود و دزده برد. امیدوارم که تو وبلاگش بنویسدش!!!!

دکتر می گفت چرا وبلاگ آپ نمی کنی؟  گفتم آخه وقت ندارم. گفت تو در قبال وبلاگ مسئولی؟؟!!! خوب چی باید در جواب می گفتم؟

 

خدايا!

به خاطر تمام لحظات سختی كه مرا تنها نگذاشتی شكر.

به خاطر آرامشی كه عطا كردی شكر.

و به خاطر اينكه ميگذاری شكر كنم، شكر.

یا حق