«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

معنويت يا مذهبيت؟
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢٠   کلمات کلیدی:

سلام

به يه چيز خيلی اعتقاد دارم اونم اينه که ثواب تفکر چندين برابر ثواب عبادت بدون تفکره. برا همين هر وقت که می خوام جدّی به زندگيم و مسايل مهم زندگيم فکر کنم سعی می کنم از لحظاتم بهترين استفاده رو ببرم. بهترين جاها برای فکر کردن همين اماکن مقدس هستند. مزه امام رضا رو که بار ها چشيده بودم.  اين بار مسجد النبی در محضر پيامبر و ائمه بقيع و .... و در بيت امن خدا . چه لذتی داره به مرکز ثقل توجهاتش نگاه کنی و در مورد سعادت بهترين مخلوقاتش فکر کنی. حالا می فهمم چرا قديم تو مساجد درس می گفتند....

عنوان بالا  خيلی کليديه. مذهبيت بدون معنويت يعنی خشکه مقدسی ، يعنی خسته شدن از عبادت ، يعنی عبادت خدا به خاطر بهشت و جهنمش.  معنويت بدون مذهبيت يعنی بی توجهی به اصولی که از جانب خود خدا مشخص شده برای عبادتش، يعنی محوريت خود ، يعنی من کاری رو می کنم که من ميفهمم من درسته من حال می کنم و... ، از نظر من هر دوی اينها لازم هستند . تکشون نتيجه بخش نيست. تمام مزه عبادت به معنويتشه و بدون مذهبيت آدم در مزه غرق ميشه و کيفيت از يادش ميره. من وقتی ميگم خدايا و اون ميگه بله بنده من اگه پايبنده مذهبيت نباشم خيلی راحت راهه عبادت کردنی رو که خودش يا پيامبرانش مشخص کرده اند رها می کنم و خود محور می شوم و ...............(بقيه اش رو خودتون فکر کنين)

نمی دونم اين آدم ها چرا اينقدر اصرار دارند راهی رو که ديگران بار ها قبل از اون ها طی کرده اند ، بروند؟ ...... در مورد جلال آل احمد می خوندم که قبل از اين که نماز رو بگذاره کنار ابتدا نماز روی مهر خوندن رو کنار گذاشت و ... هوار تا آدم ميشناسم که اون ها هم همين کار رو کرده اند يعنی مسير حرکتی شون برای فرار از مذهبيت اين بوده، بابا ببينين جلال آخر عمری به چه غلط کردمی افتاده بود. برين ببينين چی شد که برگشت؟

-------------------------------------------------------------------------------------------

راستی فردا ساعت ۱۷ جلو دانشکده يه خبرايی قرار بشه ، دوست داشتين بياين.

يا حق