«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

خاک بر خاک اثر می گذارد
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢٥   کلمات کلیدی:

 سلام

يه وقتايی با بحث نمی شود جواب داد....... نه؟

گاهي وقت ها هم اينجوري ميشه مشكل رو حل كرد!

مرد جواني كه براي يك مطالعه ي طولاني به سواحل دور سفر كرده بود، پس از بازگشت از والدينش خواست استاد و صاحب نظري در امور مذهبي پيدا كنند تا به سه سو الي كه در ذهنش ايجاد شده پاسخ گويد.

سرانجام آنان دانشمندان مسلماني را پيدا كردند.

جوان: شما كه هستيد؟

آيا مي توانيد به پرسش هاي من پاسخ دهيد؟

دانشمند:يكي از بندگان خداوند سبحانه و تعالي هستم و اگر خداوند كمكم كند مي توانم به پرسش هاي شما پاسخ گويم.

جوان:مطمئن هستيد؟ بسياري از متخصصان و صاحب نظران نتوانستند به سوالاتم پاسخ دهند.

دانشمند: نهايت سعيم را مي كنم تا به سوالات شما جواب گويم البته با كمك خداوند ( انشاء الله)

جوان: من سه سوال دارم

1.     آيا خدا وجود دارد

اگر خدا هست شكلش را به من نشان دهيد.

2.     تقدير(سرنوشت ) چيست

3.     اگر شيطان(ابليس) از آتش آفريده شده است، و از سوي ديگر جهنم هم كه از آتش آفريده شده است. چگونه خداوند اورا مجازات خواهد كرد.

( به محض پايان يافتن سخنان مرد جوان،) ناگهان استاد سيلي محكمي بر گونه ي مرد جوان نواخت.

جوان كه به شدت احساس درد كرده بود با ناراحتي رو به استاد نموده و گفت: چرا با من عصباني هستيد؟

دانشمند: نه، من عصباني نيستم، اين سيلي من پاسخ به همه ي سوالات شما بود.

جوان: واقعا نمي فهمم، متوجه منظورتان نمي شوم.

دانشمند:پس از اينكه سيلي بر گونه هاتان نواخته شد چه احساسي داشتيد؟

جوان: البته احساس درد.

دانشمند:بنابر اين شما باور داريد كه درد وجود دارد.

جوان: بله

دانشمند: شكل و صورت درد را به من نشان بدهيد

جوان: نمي توانم

دانشمند:خوب اين پاسخ سوال اول شما،( اصطلاحا اين گونه پاسخ را پاسخ نقضي گويند)همه ي ما وجود خدا را احساس مي كنيم بدون اين كه قادر به ديدنش باشيم.

آيا ديشب كه خوابيديد سيلي را كه بر گونه تان زدم در روءيايتان ديديد؟

جوان: نــــــه

دانشمند: آيا شما هرگز فكر كرده بوديد كه امروز از من يك سيلي دريافت مي كنيد؟

جوان : نــه

دانشمند: اين همان سرنوشت است.( كه البته بسياري از مقدمات آن اختياري است و نتايج آن غير اختياري.--- جالب است نتيجه غير ارادي فعل، معلول مقدمات ارادي و اختياري.)

دستِ من كه با آن سيلي را دريافت كرديد از چه آفريده شده است؟

جوان: از پوست آفريده شده است

دانشمند: و صورت شما از چه ساخته شده است؟

جوان: پوست

دانشمند: و پس از خوردن سيلي چه احساسي داشتيد

جوان: احساس درد

دانشمند:اگر چه حتي شيطان و جهنم هر دو از آتش خلق شده باشند، خداوند اگر بخواهد مي تواند جهنم را دردناك ترين جايگاه براي شيطان قرار دهد.