«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

صفحه سفيد
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢٧   کلمات کلیدی:

سلام

 

یکی از بچه ها پرسید از وقتی از مکه اومدی بهترین کاری که کردی چی بوده؟

سٶال جالبی بود مجبور شدم کلّی بهش فکر کنم.

قبل از رفتن وقتی کسی این رو ازم می­پرسید سریع بهش جواب می­دادم چون هر وقت کار خوب یا جهت گیری خوب و درستی می­کردم تٲثیرش رو تو زندگیم به راحتی می­دیدم. مثلاً وقتی قران می­خوندم و بهش فکر می­کردم واقعاً تمام وجودم رو آرامش می­گرفت. ولی از وقتی اومدم اون احساس های قبل رو به اون شکل دیگه ندارم.

خوب این موضوع جالبی بود. جوابش هم از خودش جالب تر بود.

آدم وقتی وجودش آلوده است مثله یه صفحه کاغذ سیاه می­مونه. وقتی کار خوبی می­کنه اون صفحه رنگش تغییر می­کنه و به خاکستری نزدیک میشه.

ولی وقتی یه آدم رفته یه جا کاغذش رو با یه کاغذ بی خط سفید جدید عوض کرده اون وقت با کار های روزمره اش اون کاغذ به سمت خاکستری شدن میره. تاثیره اون کار های خوبم چندان به چشم نمیاد. چون بازم کاغذ رنگ گرفته...

اون بالا خاکستری شدن خیلی خوب بود ولی اینجا خاکستری شدن خیلی بده...

حال و اوضای آدم خیلی نا میزون میشه.

اینجاست که توسّل به ائمه ما میتونه سفید کننده ای باشه که تٲثیرش رو به آدم نشون میده.  امام رضا اینجا بد جوری بدرد می خوره... الهمّ ارزقنا

یه بار از یکی از بهترین دوستام پرسیدم رنگ روحیت چه رنگیه ؟   اونم گفت خاکستری . اونم منظورش همین بود..... راستی میدونین اگه آدم مظلوم واقع بشه این مثه یکی از همون سفید کننده ها عمل می کنه!!!!!!

ساختار های علّت معلولیه این دنیا خیلی قشنگ کار می کنه............ توقع از هرکس به اندازه توانایی هاشه. ... یادمون نره. . ما باید با خودمون روراست باشیم. . اگه تعالی ما جایی به سدّی رسید باید با روراستی اون رو برطرف کنیم . حتی اگه این سد ها قوانینی باشه که ما رو از معنویت های کلان دور می کنه.......... فعلاً

یا حق