«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

هدايت يا تربيت... مسئله اينست
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱   کلمات کلیدی:

سلام

خدایا زکارم گره واشده

خدایا دلم تنگ زهرا شده  

غم و دردم آخر به پایان رسید

به زهرا بگویید که مهمان رسید

يا علی گفتيم و عشق آغاز شد ... به خدای کعبه که علی رستگار شد(به حقش رسيد.)

تو اين شب‌های عظيم القدر ٬ فکر می‌کردم چی بگذارم تا هم فال باشه هم تماشا..ياد يه مطلبی افتاده بودم که تازگی ها ياد گرفته ام.  اين مطلب روی دو مفهوم هدايت و تربيت می‌چرخه. تمام نکته قضيه اينه که خدا و پيامبر و ائمه نيومدن که تربيت کنند٬ اومدن که هدايت کنند. (حالا اين هدايت و تربيت که ميگی ... يعنی چی؟؟؟)

آهان ٬ تربيت يعنی اينکه دست طرف رو بگيری و ببری برسونيش دم اون جايی که بهش آدرس می‌دادی ولی هدايت اينه که بهش آدرس بدی و نقشه و نقشه خوندن رو هم يادش بدی و بعد اجازه بدی که خودش با نقشه خوندن و با اراده خودش راهش رو پيدا کنه.... اونوقت ديگه نرسيدن يا دير رسيدن به خودش بر می‌گرده. حالا اگه تو خواستی می‌تونی يه جاهايی تا يه جايی ببريش ولی وظيفه‌ات نيست.....

آره اگه به اين مفاهيم فکر کنيم و بفهميمشون اون توقعمون از خودمون و خدايه خودمون ميره سر جاش.. الکی نا اميد نميشيم که چرا به من قدرت نمايی نمی‌کنی!

يا ... ولش کنين بگذارين بقيه اش رو با يه زبونه ديگه بيارم:

 از خدا خواستم مصائب مرا حل كند و خدا گفت: نه!
او فرمود: حل مشكلات تو كار من نيست من به تو عقل دادم. با توكل به من به مراد مقصود خواهي رسيد.
از خدا خواستم غرور مرا بگيرد و خدا گفت: نه!
او فرمود: بازگرفتن غرور كار من نيست بلكه تويي كه بايد آنرا ترك كني.
از خدا خواستم كودكان معلول را شفا دهد و خدا گفت: نه!
او فرمود: روح كامل است و جسم زودگذر.
از خدا خواستم به من شكيبايي عطا كند و خدا گفت نه!
او فرمود: شكيبايي دستاورد رنج است و به كسي عطا نمي شود آنرا بايد به دست آورد.
از خدا خواستم به من سعادت بخشد و خدا گفت: نه!
او فرمود: تبرك مي كنم اما سعادت كار شماست.
از خدا خواستم روح مرا تعالي بخشد و خدا گفت:نه!
او فرمود: خود بايد متعالي شوي اما تو را ياري مي دهم تا به ثمر بنشيني.
از خدا خواستم مرا كمك كند تا ديگران را به همان اندازه كه او مرا دوست دارد دوست بدارم.
خدا فرمود: آفرين بالاخره قضيه را دريافتي.
از او نيرو خواستم، مشكلات را جلوي پايم گذاشت تا قويتر شوم.
از او حكمت خواستم، مسائل بسياري را به من داد تا آن را حل كنم.
از او شهامت خواستم، خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم.
از او عشق خواستم، انسانهاي دردمند را در سر راهم قرار داد تا به آنها كمك كنم.
و از او كمك خواستم، به من فرصت داد.
هيچ يك از خواسته هايي كه داشتم دريافت نكردم اما به آنچه نياز داشتم رسيدم.
دعاي من مستجاب شده بود…

يا حق ... التماس دعا