«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

انجمن شاعران مرده
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٩/٢٦   کلمات کلیدی:

سلام

ربٌنا ما خلقت هذا باطلا ..... سبحانک ....

من قبلاْ اين فيلم رو نديده بودم . امشب که ديدم واقعاْ لذت بردم. خودم رو جای اون بچه ها گذاشتم. مدرسه ما يه جورايی از لحاظ سخت گيری شبيه مدرسه اونا بود. هر معلم خوبی هم که پيدا می‌شد با اوردنگی استادش می‌کردن.

به خودم ميگم٬ تو که خودت تازه از ۱۸ سالگی تازه قدم های خودشناسيت رو برداشتی ٬ اگه از ۱۷ سالگی اين مفاهيم عظيم رو يه معلم ميومد و بهت می‌گفت٬ آيا بدردت می‌خورد؟

در مورد کاری که نيل کرد هم می‌تونم بگم واقعاْ حرکت وحشتناکی بود. پدرش رو له کرد. البته می تونست سنگين تر هم بزنه.(تو دوران بچگی سر دعواهای کوچيک و ساده بارها به چنين عکس‌العمل‌هايی فکر کرده بودم. البته الان فرق کرده. الان تو اوج درگيری به اين فکر می‌کنم که چطور مستقل بشم و بهش بگم ديگه نمی خوام زير منت پولی باشم که سر ماه بهم می‌دين!!!! ... خداييش هر دفعه از اين فکرها به ذهنم ميرسه کلی بايد مراقب خودم باشم تا حرکت احمقانه ای ازم سر نزنه.)

اين رو در راستای تذکره يکی از دوستان می‌نويسم: اين چيزايی که اين بالا نوشتم دقيقاْ بعد از يه بحث حسابی که به درگيری منجر شده بود نوشتم. پس بهم زياد خورده نگيرين. اما در جريان پول و استقلال بايد بگم که بالاخره يه روزی هر انسانی(پسری) بايد مستقل بشه. چه بهتر که اين قبل از ازدواجش باشه که فرد يه چند سالی خودش پول درآورده باشه و خودش هم خرج کرده باشه. پس اين خيلی خوبه.. من هنوزم ميگم که قابل اعتمادترين انسان در نزد من هنوز پدر مهربونمه. شايد بهترين دوستم هم ايشان باشند. پس نگران نشين . اين دعوا ها نمک زندگيست.

کاش اونايی که بايد اين فيلم رو می‌ديدن٬ می‌ديدن...... فعلاْ

يا حق