«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

کاپيتاليسم
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٢   کلمات کلیدی:

سلام

فردا سه‌شنبه ساعت ۱۵ تو تالار ۳ دانشگاه يه سخنرانی درباره کاپيتاليسم قرار دکتر تويسرکانی داشته باشه. ملتی که ايشون رو نميشناسن فقط همينو بدونن که اگه اين فرصت رو از دست بدن ٬ يه عمر حسرتش رو می‌خورن ... پس حتماْ بياين.

اينم بخونين حالشو ببرين.

 

 

سرمايه داري و سياست        

اگر آنچه نياز داشته باشيد، تنها يك ليوان شير در روز باشد، چه كسي به دو گاو نياز دارد؟ بستگي به اين دارد كه چه كسي حرف مي زند.           

دموكراتها: دو گاو داريد، همسايه شما گاو ندارد. از اينكه موفق هستيد، خود را سرزنش مي كنيد. در رأي گيري كساني را به قدرت مي رسانيد كه بر گاوهاي شما ماليات وضع مي كنند. مجبور مي شويد يك گاو را بفروشيد تا ماليات را بپردازيد. افرادي كه به آنان رأي داديد، ماليات را مي گيرند، يك گاو مي خرند و آن را به همسايه تان مي دهند. احساس مي كنيد ايثار كرده ايد؟
سوسياليستها: دو گاو داريد. دولت يكي را مي گيرد و به همسايه تان مي دهد. تعاوني تشكيل مي دهيد تا به او نشان دهيد چگونه گاوش را اداره كند.        
جمهوريخواهان: دو گاو داريد. همسايه شما گاو ندارد. خب؟ همه موفق باشند.
كمونيستها: دو گاو داريد. دولت هر دو را مي گيرد و شير در اختيار شما مي گذارد. ساعتها در صف مي ايستيد تا آن را بگيريد. گران است و ترشيده.
سرمايه داري به سبك آمريكايي: دو گاو داريد. يكي را مي فروشيد، يك گاو نر مي خريد و يك گله گاو پرورش مي دهيد.
دموكراسي به سبك آمريكايي: دو گاو داريد. دولت به قدري از شما ماليات مي گيرد كه مجبور مي شويد هر دو را بفروشيد تا به فردي در يك كشور خارجي كمك كنيد. اين شخص تنها يك گاو دارد كه هديه اي از جانب دولت شماست.           
ديوانسالاري به سبك آمريكايي: دو گاو داريد. دولت هر دو را مي گيرد، يكي را با تير مي زند، شير ديگري را مي دوشد، پول شير را به شما مي دهد و شير را به فاضلاب مي ريزد.
شركت آمريكايي: دو گاو داريد. يكي را مي فروشيد و سپس آن را اجاره مي كنيد. دو گاو را مجبور مي كنيد به اندازه چهار گاو شير توليد كنند. تعجب مي كنيد از اينكه يك گاو مي ميرد. اطلاعيه اي خطاب به تحليل گران منتشر مي كنيد و مي گوييد شركت را كوچك و از هزينه ها كم كرده ايد.
شركت فرانسوي: دو گاو داريد. اعتصاب مي كنيد چون سه گاو مي خواهيد. براي صرف نهار مي رويد. زندگي شيرين مي شود.
شركت ژاپني: دو گاو داريد. چنان تغييري در آنها مي دهيد كه اندازه هر كدام يك دهم گاو معمولي باشد و بيست برابر آنها شير توليد كند. آنها ياد مي گيرند سوار قطارهايي شوند كه بسيار شلوغ است. در مدرسه گاوها، بيشترشان شاگرد اول هستند.          
شركت آلماني: دو گاو داريد. طوري ساختار ژنتيك آنها را تغيير مي دهيد كه همه موطلايي شوند، آبجوي زيادي بنوشند، شير با كيفيت عالي بدهند و با سرعت ۱۸۰ كيلومتر در ساعت بدوند. متأسفانه، آنها ۱۳ هفته تعطيلي در سال مي خواهند.      
شركت ايتاليايي: دو گاو داريد، اما نمي دانيد كجا هستند. هنگام گشت و گذار، چشمتان به يك زن زيبا مي افتد. براي صرف نهار مي رويد. زندگي شيرين مي شود.  
شركت روسي: دو گاو داريد. آنها را مي شماريد و متوجه مي شويد پنج گاو هستند. قدري شراب مي نوشيد. آنها را دوباره مي شماريد و متوجه مي شويد ۴۲ گاو داريد. دوباره آنها را مي شماريد و متوجه مي شويد ۱۲ گاو داريد. دست از شمارش برمي داريد و يك بطري مشروب ديگر باز مي كنيد. دهمين برنامه ۵ ساله ظرف ۳ ماه گذشته را تدوين مي كنيد. سرو كله مافيا پيدا مي شود و هر تعداد گاوي را كه واقعاً داريد، مي برد.    
شركت لهستاني: دو گاو نر داريد. افراد به طور دائمي در تلاش براي دوشيدن شير آنها قطع عضو و كشته مي شوند.  
شركتي در فلوريدا: يك گاو سياه و يك گاو قهوه اي داريد. همه به گاو خوش تركيب رأي مي دهند. برخي از كساني كه گاو قهوه اي را دوست دارند، به سياه رأي مي دهند. برخي افراد به هر دو رأي مي دهند. برخي به هيچ كدام رأي نمي دهند. برخي نمي دانند اصلاً چه طور رأي دهند.

احمدی نژاد: دو گاو را صرفه جويی می‌کنيم يکيشون رو ميديم به استان های فقير نشين ٬ اون يکيش رو هم با يه قرارداد بيع با چينی ها مذاکره می‌کنيم.

يا حق