«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

سيد حسين رفت
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٤   کلمات کلیدی:

سلام

 

.............................................................................................................

 

امروز صبح ساعت ۹ اومديم يه جايی که خيلی باهاش غريبه نيستم. هرچند وقت يه بار کارم بهش ميفته. تاحالا برا کار ديگران اومدم٬ شايد يه روزم برا کار خودم بيام!

اينجا آدم‌های زيادی هستند که هر دسته اونا٬ حال و هوای متفاوتی دارن. يه عده شون معلوم که خيلی خسته اند آخه از شهرستان کوبيدن اومدن. يه چند نفری بودن که عزيزشون از آمريکا اومده بود. بنده خدا همين امروز صبح با يه پرواز وارد کشور شده بود. يکيم مثه سيد حسين مستقيم از بيمارستان اومده بود.

نميدونم تا حالا تو اطرافيانتون کسی رو ديدين که اينقدر مرموز باشه که هيچکس ندونه اين چيکارست٬ چه جور آدميه٬ چه مشکلاتی براش تا حالا بوجود اومده و ...

اين سيد ما يکی از اونا بود. يادمه اولين عيد غدير ۵ سالگيم خونه پدربزرگم بهم نشونش دادن و گفتن: علی کوچولو٬ اين آقا سبيلوه عموته!!!!!!

امروز وقتی به عمق وجودم مراجعه می‌کردم چيزی به نام عمو حسين نمی‌ديدم٬ اون برای من فقط برادر پدرم بود!!!

گذشته ای که منم ازش ميشناسم٬ اميدی بهم نمی‌داد.... ولی حبيب گفته «آنها که توبه می‌کنند و به ما باز می‌گردند رو ما توبشون رو می‌پذيريم و بدی‌هايشان را پاک می‌کنيم»

اميدوارم اسم و هم اسمش به فريادش برسند.

اگه حال داشتين همين الآن براش يه فاتحه بخونين.... 

سيد حسين آل‌احمد فرزند علی اصغر

 

پ.ن: تو بهشت زهرا مدام با خودم می‌خوندم :

چشم دل باز کن که جان بينی         آنچه ناديدنيست آن بينی

 

يا حق