«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

غربت زينب
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٠   کلمات کلیدی:

سلام

 

 

ح س ی ن / ع ش ق / ز ی ن ب / ص ب ر / ع ل ی / غ ر ب ت / ه ل ه ل ه / گ ر ی ه / ع ا ش و ر ا / ع ط ش / ا س ت غ ا ث ه / آسمان بار امانت نتوانست کشید .. یاحسین

 

 

از ده روز پیش تا حالا، بارها فکر کردم که بیام یه مطلبی برای این ایّام بنویسم. هر چه که کردم نشد. مطلب شروع می شد امّا نمی تونستم ادامه بدم. چقدر فاصله واقعیت و درونیات با شعار زیاده...

هنوز حزن من ، حزن درونی نشده و این رو دوست ندارم(بگم این عذابم میده، شعاره) چرا نمی فهمم که " بابا ، همین صبح اول وقت بوده که حر با تعدادی از دوستانش به سمت امام برگشتند و توبه کردند!!!(علی نمی خوای حسینی شی؟!!!!یاحسین)یه چنین زمانی بوده زهیر رفته به میدان ها!!! یه چنین زمانی بوده که امام صورت به صورت اون غلام سیاهه گذاشته ها!!!!"

اگه گوش دلت رو باز کنی صدای ناله های کودکان هنوز به گوش می رسه که "عمو، ما تشنمونه، به بابا خجالت می کشیم بگیم ولی تو سقای مایی، تو عموی دوست داشتنی مایی" هنوز عباس دست در بدن داره و جوابشون رو فقط با نوازش میده!!!

کربلا، بزرگترین نماد یک عاشقه در برابر معشوق. ای اونایی که فکر می کنین سطحی برخورد کردن محبین و شیعیان حسین با مساله عاشورا چیزی از ارزش این واقعه کم می کنه. بدونین که سخت در اشتباهین. همیشه شنیدیم که فناشدن در ره معشوق بالاترین مقام عشقبازیه، امّا تاحالا یه خالصش رو هم دیدن که فرد تماماً از این زندگی مادّی فنا شه؟ نه فقط خودش حتی کودک 6 ماهه اش. نه فقط اون حتی اسارت فرزندانش!!!! یا معشوق حسین.

داشتم به این فکر می کردم که بعضی ها گفتن رفتن از یک زمان به یک زمان دیگه میسّره. خیلی سخته برای ما که تصورش کنیم ولی اگه با پروفسور شهشهانی ریاضی داشته باشید می تونید تصورش کنین. توی یه فضای nبعدی که ما فقط از 3 بعدش تصور داریم، متغیرهای زیاد دیگری هم موجود است. مثلاً اگر یه بعد زمان در نظر بگیریم و توانایی جابجایی در اون بعد رو پیدا کنیم، اونوقت میشه در یه مکان که ایستادی، اراده کنی و به یه زمان دیگه بری!؟!! می دونم خیلی پیچیده است. ولی ارزش فکر کردن رو داره. اینکه این آدمی که می تونه به گذشته و آینده بره ، آیا می تونه سرنوشت گذشته رو تغییر بده یا نه هنوز کسی نمی دونه. قاعدتاً کسی که این اراده رو پیدا کنه، بقیه اش رو هم می فهمه... به ما ربطی نداره. حالا فرض کنین شما با یک مکاشفه چنین کاری رو انجام دادین، فقط نقش یه ناظر بیرونی رو دارین... حالا به وقایعی که براتون شرح میدن با اون دید نگاه کنین. . . حال روضه خوندن ندارم ... ولش کنین.

چشم دل باز کن که جان بینی .....................................آنچه نادیدنی است آن بینی

توی نقد آخرین سامورایی، یه چیزایی در مورد شباهت های اون حماسه با حماسه عاشورا نوشتم. دلم نمیاد که اینکار رو ادامه بدم. چون باید اون حماسه کم محتوا رو به عنوان مرجع برای این حماسه پر محتوا و جهت مند بگیرم. اگه یه روز دستم به یه کارگردان حسابی برسه حتماً می پرسم که چرا در این زمینه اقدامی صورت نگرفته.

اون پرچم قرمز همچنان بالای حرم امام حسین در اهتزاز است. و من در انتظارم...

 

برید باد صبا دوشم آگهی آورد

که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد

به مطربان صبوحی دهیم جامه ی پاک

بدین نوید که باد سحرگهی آورد

نسیم زلف تو شد خضر را هم اندر عشق

زهی رفیق که بختم به همرهی آورد

به خیر خاطر ما کوش کین کلاه نمد

بسی شکست که بر افسر شهی آورد

چه ناله ها که رسید از دلم به خرگه ماه

چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد

رساند رایت منصور بر فلک حافظ

چو التجا به جناب شهنشهی آورد

 

غربت زینب

از شب جمعه، شب شام غریبان، به مدّت یک دهه، در منزل ما واقع در میدان خراسان، برنامه بزرگداشت "عزای سالار شهیدان و کاروان اسارت خاندان او" برقرار است. برنامه ساعت 19 شروع شده و تا ساعت 21 ادامه می یابد.سخنران جلسه حجةالاسلام دست پروری هستند.موضوع بحث «معرفت نفس و خودشناسی » است. يه جور کار تحقيقی حسابی انجام شده. اگه بياين چيزی از دست نمی دين. اگه تمایل داشتین بیاین، به من یک EMAIL بزنین تا آدرس دقیق رو براتون بگم ( بدلیل مسایل امنیتی اینجا نگذاشتم :ی) ... عزای خاندان حسینی از امشب تازه شروع میشه... یاحسین