«نحنُ اقرب الیه من حبل الورید»

نظرات شخصی وگاه و بیگاه سیدعلی ال احمد به عنوان یک مرد شیعه مهندس صنایع و اقتصاد تجارت الکترونیکی

صدقه و تکدی‌گری
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٢   کلمات کلیدی:

سلام

وبلاگ نوشتن بدون پيش فرض و آمادگی و دسته‌بندی کردن مطالب هم کار چندان خوشايندی نيست. البته اينم تجربه است.. کم نوشتن برا من مساويه با ناقص نوشتن ... بايد بيشتر تمرين کنم!!!

امروز وقتی جلوم رو گرفت و شروع کرد به حرف زدن ٬ از بس با لهجه حرف می‌زد٬ رفتم تو بحرش ... اونقدر نا مفهوم کلمات رو ادا می‌کرد که چند بار مجبور شدم ازش درخواست کنم جملااتش رو تکرار کنه .... ولی بعد ديدم که ... اينم مثه بقيه است. فقط اين يکی چهار تا دختر داشت که شب عيدی نمی‌خواست دست‌خالی بره خونه !!!!

فکر کنم تا عصر يه ۵٬۶ هزار تومان کاسب بود. ... دانشجويی که روزی ۱۰۰۰ تومان خرج شيکمش می‌کنه٬ ۲۰۰ تومن کمک کردن زياد براش سخت نيست.

 

گدا و متکدی مفهومی پيچيده برای تفکر من هستند.. کودکانی که در چهره شان٬ هيچ نشانه‌ای از ۷خط بودن و بد ذات بودن نيست... يه جورايی مثل خودمونند. اصلاْ معلوم نيست اگه ما تو خانواده خودمون نبوديم٬ چه جوری می‌شديم... شايد الآن من کارم گدايی بود.!!!!

ايرانی‌ها قديم تر که بود ٬ برای کار کردن و پول جمع‌کردن می‌رفتند ژاپن. اونجا بدترين کارها رو به عهده می گرفتند بعد از چند ماه با جيب پر پول بر می‌گشتند.

الآن تو مملکت ما٬ پاکستانی‌ها مدام گداهاشون رو ترانسفر می‌کنند و به صورت حرفه‌ای اين شغل خطير رو دنبال می‌کنند.

من بر اساس تربيتی که دارم هيچوقت به گدا جماعت پولی نمیدم....  اگر دلم هم برا يکيشون بسوزه صبر می‌کنم  و اون پول رو تو صندوق صدقات می‌اندازم.

يکی از دلايلش اينه :

آقای جوادی آملی يه بار تو يکی از سخنرانی‌هاش(نزديک جشن عاطفه‌ها فکر کنم) گفت:

« صدقه در اسلام احترامی است٬ و نه ترحمي»

دقت کردين؟!!!! ........به خدا اگر اسلام کامل تو مملکت پياده بشه٬ خيلی از مشکلاتمون برطرف ميشه ... نشسته‌ام در انتظار آن سوار ...

 

يا حق